از عشق ورزيدن به اين خدا و احساسات منبعث از اعتقاد به قانون او را انتقال مىدهد ، يعنى : - اشعار مقدس پيامبران ، مزامير ، روايات سفر پيدايش ، - هنرى خوب و عالى است . » ( 1 ) « خوبى ، عالىترين مقصد جاويد حيات ما است . مهم نيست كه » خوبى « را از چه راه بفهميم ، آن چه بايد گفت اين است : حيات ما جز كوشش براى وصول به خوبى يعنى سير به سوى خداوند چيز ديگرى نيست . در واقع ، » خوبى « يك مفهوم اصلى و اساسى است كه جوهر شعور ما را بر اساس متافيزيك تشكيل مىدهد مفهومى است كه از راه عقل قابل تعريف نيست . خوبى چيزى است كه هيچ چيز نمىتواند آن را تعريف كند ، ولى خود همه چيز را تعريف مىكند . » ( 2 ) « تنوع احساساتى كه ناشى از شعور دينىاند ، بىپايان است و همهء اين احساسات تازهاند . زيرا ، شعور دينى جز نشانى از رابطهء جديد انسان با جهان ، در جريان نظام خلقت چيز ديگرى نيست و حال آن كه احساساتى كه از ميل لذت بردن سرچشمه مىگيرند نه تنها محدودند ، بلكه از مدتها پيش آنها را كاويدهاند و بيان كردهاند ، بدين سبب ، بىاعتقادى طبقات عاليهء اروپا ، آنان را به سوى هنرى رهنمون شده است كه از لحاظ مضمون ، بىاندازه فقير است . » ( 3 ) « مىانديشم در اين كه احساساتى كه به افراد گروه ما و زمان ما دست داده ، سخت مهم و بس رنگارنگ است و حال آن كه در حقيقت ، تقريباً همه احساسات مردمان جرگهء ما به سه احساس بسيار كم ارزش و ساده تقليل مىيابد : غرور - شهوت جنسى - افسردگى اين سه احساس و انشعابات آنها ، تقريباً مضامين منحصر هنر طبقات ثروتمند را تشكيل مىدهد . » ( 4 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 55
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٥
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 71 ، تولستوى در بارهء مطالب خوب كتاب مقدس صحبت مىدارد . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 87 و 88 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 100 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 102 . .