كه : از آن سوء استفاده نشود و به ياد آورند كه در برابر خداوند متعال سوگند ياد كردهاند كه سر مويى از راه عدالت و انصاف منحرف نگردند ايشان كه وجدان زندهء هيئت جامعه هستند بايد از روى وجدان رأى بدهند و اسرار محاكمه را مستور بدارند و غيره و غيره . . . » ( 1 ) » نيليدوف به پليدى و زشتى كردار گذشتهء خود معترف بود و دست نيرومند روزگار را بر حلقوم خود به خوبى احساس مىكرد ، ليكن هنوز به وسعت دامنهء خطاى خويش پى نبرده و تسليم پنجهء قوى وجدان نمىشد ، پيوسته مىخواست خود را قانع سازد كه شخص او مسئول اين حوادث نيست و تلاش مىكرد ضمير خود را تسكين دهد و آن چه را با چشم مىبيند و با گوش مىشنود تكذيب كرده خود را فريب دهد . » ( 2 ) » همانطور كه يك روز صد روبل به پاداش رفتار ناپسند و به قيمت اطفاى حس شهوت حيوانى خود به او پرداخت ، حالا هم آن گناه شنيع و عمل فجيع را فقط به چند روبل ناقابل مىخواهد تلافى كند نه چون فكرش به اين جا رسيد ناگهان منظرهء دهليز خانهء عمه خانمها و دادن پاكت پر از روبل به كاتيوشا در برابر چشمش مجسم گرديد فرياد زد : آه آه از پول آه آه فقط يك آدم ناكس و پست اين چنين رفتارى مىكند و من همان شخص پست ناكس هستم پس لحظه اى از قدم زدن ايستاد ، دوباره گفت : آرى من همان پست ناكس هستم بلى من همانم و همچنان سيل سرزنش ضمير و ملامت وجدان بر روح او جريان داشت . نيليدوف با خود گفت : آيا رفتار من با ماريا و اسيليونا و دوستى با شوهرش از كمال دنائت و فرومايگى نيست ؟ آيا رفتار من با رعاياى املاك موروثى مادرم از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 43
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 84 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 85 . .