تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

محبت است . محبت خوراك نفوس است و آن چيزى كه محبت به او ظاهر مىشود كسى نمىتواند تكميلش نمايد مگر خدا . » ( 1 ) « انسان مرگ را نمىبيند و طعم درد را نمىچشد مگر وقتى كه نفس انسانى خود را بىقدر نمايد و او را نفس حيوانى بشناسد . » ( 2 )

منتخباتى از كتاب رستاخيز « تولستوى »

« و به اين ترتيب آن دخترك بىنوا بىآن كه از نهى وجدانى و قوانين عرفى اندك ملاحظه نمايد در اين دنياى سرتاسر جنايت و فساد قدم نهاد . همان زندگانى پر از ننگ كه صدها هزار زنان گمراه نه به رضاى نفس بلكه در تحت حمايت حكومت به تصور اين كه وسايل آسايش اهالى را فراهم مىنمايند در پيش گرفته‌اند همان زندگانى پر از بلا كه سرانجام نود درصد دختران معصوم را به امراض دردناك و ناتوانى و عاقبت مرگ پيش رس مبتلا مىسازد . » ( 3 ) « سراسر اين تغييرات فاحش كه در افكار و اعمال او به ظهور رسيده ناشى از آن است كه از آن پيش همهء امور را با وجدان باطنى و ضمير مستقل خود قضاوت مىكرد ، ليكن حالا با ترازوى افكار ديگران مىسنجد . » ( 4 ) « هر چند در آغاز نيليدوف در برابر اين آزمايش وجدانى و ابتلاى نفسانى مقاومتى مىكرد ليكن كشمكش باطنى و روحانى براى او بسيار دردناك مىآمد . آن چه را كه به حكم وجدان خويش پسنديده و نيكو مىدانست ديگران آن را ناپسند و مكروه مىشمردند و بر خلاف هر چه به نظر وى زشت و نادرست مىرسيد مورد تحسين و تمجيد همگنان مىگرديد . عاقبت ناگزير تسليم عقايد ديگران شد و اعتماد

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 194 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 107 . .
( 3 ) رستاخيز ، لئون تولستوى ، ترجمه آقاى على اصغر حكمت ، ص 90 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 48 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 41 | محمد تقي جعفري