منتخباتى از كتاب فلسفهء زندگى « تولستوى »
« كسانى كه در راه هاى باطل سر گردان و نفوس خود را در طريق هوس كامل ساخته مىگويند : حاجتى به تعريف حيات نيست ، زيرا ، كه همه به خوبى آن را درك كردهاند و حال آن كه نه حيات را شناختهاند و نه سعادت را ، اينها مانند كسانى هستند كه در كشاكش امواج دريا واقع شده گمان مىكنند به جانب مقصود با پاى خود راه مىپيمايند و از حقيقت حال كه موج او را مىبرد و از خودش تصرفى ندارد غافل است . » ( 2 ) « حق و حقيقت اين است كه من به شما مىگويم : ساعتى مىآيد مردگان صداى مسيح را مىشنوند يا به صداى صور اسرافيل از قبور بيرون مىآيند . » ( 3 ) « وجدان حساس طورى به انسان سخت مىگيرد كه مجبور مىشود تمام تعليمات پوچ را از خود دور كرده و در وسط راه شناخت حيات بايستد و توضيحاتى كه او را قانع نمايد طلب كند . » ( 4 ) « زنده شدن مردگان در قبور كنايه از وقتى است كه در اثر تابش عقل وجدان حساس بيدار و چيزهايى را كه انسان از نفس خود پنهان مىداشت آشكار مىگردد