و نمىدانستم كه زمزمه كلمات معينى كه ( در شهادت نيسانى ) موجود است ما را به حقيقت ملكوتى و اصل نمىكند و نيز نمىدانستم كه محبت در رابطه خود با حقيقت نمىتواند به زور و جبر واسطهء اتحاد و پيوند ما گردد . بالاخره من در آن زمان اين خطاها و اشتباهات را در آن استدلال نمىديدم ، لذا مىتوانستم تمام شعائر و آداب كليساى ارتودوكس را به جا آورم و بپذيرم - بدون آن كه معنا و مقصود غالب آنها را بدانم » ( 1 ) « اما به هر حال اعتقاد به صحت شعائر و آداب مذكور هم حدى داشت ، چنان كه هر گاه مىخواستم از براى آداب و ادعيه اى كه ذيلًا به طور نمونه ذكر خواهم كرد ( و بىمبالغه دو سوم ادعيه و او راد ما را تشكيل مىدهد ) نزد خود معنايى بسازم ، مىديدم كه اساس رابطه اى كه با خدا در خود يافته بودم كم كم متزلزل مىشد و امكان هر نوع ايمانى در من مفقود مىگشت . » ( 2 ) « هر گاه جهت همه اينها و ساير ادعيه از قبيل » سرود كروبين « و همهء مراسم نذر و قربانى و عشاء ربانى و نظايرش ( چنان كه گفتم درست دو سوم عبادات و مراسم ) مىخواستم برايشان نزد خود تفسير و توجيهى بنمايم ، سبب مىشد احساس نمايم كه ايمانم در حال تزلزل است و رابطه اى كه با خدا يافتهام نزديك است از ميان برخيزد . چنين احساسى را عينا در وقتهايى مىكردم كه در مورد ايام رسمى مذهبى و تعطيلات و اعياد مهم مىانديشيدم . » ( 3 ) « من در مقابل اين اعياد دو كار ممكن بود بكنم : يا آن كه به هر صورت براى هر يك نزد خود توجيهاتى تسكين بخش تدبير كنم و يا آن كه چشمها را بر هم نهم تا مبادا از فريبى كه در مقابل من است آگاه گردم . » ( 4 ) « اما افسوس ، هنگامى كه به ميز عشاء ربانى نزديك مىشدم و كشيش در دهان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 33
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 99 - 98 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 100 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 101 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 102 . .