تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
سپس هر اندازه كه مجهولات بيشتر كشف مىگشت و به تعداد معلومات بشرى مىافزود ، قوانين و تعريفات يا گسترده تر و عميقتر مىگشتند و يا تنوعى در آنها به وجود مىآمد . شما مىتوانيد تعريف ماده و قوانين آن را كه پيش از دوران اكتشافات فيزيكى و اكتشافات مربوط به شيمى و زيست شناسى در دست داشتيم ، با تعريف ماده و قوانين آن كه پس از اين اكتشافات به وجود آمده‌اند مقايسه كنيد خواهيد ديد آن تعريف ماده كه امروز شامل الكترونها ، ميدان الكترو مغناطيس ، جاذبيت ، بعد و ثقل و قسمت زمانى - مكانى يا ( زمان - فضا . . . و غير ذلك مىباشد ، با تعريف ماده به عنوان يك حقيقت قابل بعد به هيچ وجه مورد مقايسه نخواهد بود . تعريف مادهء كنونى خيلى رقيقتر و ظريفتر از تعريف مادهء ديروزى است كه نه الكترونى ديده مىشد و نه جاذبيتى و نه ميدان الكترو مغناطيسى . . . با اين ملاحظهء بديهى اگر ما براى حل اين معما كه علم حضورى ( خود هشيارى ) در آينده مطابق همين قوانين و تعريفات كلاسيك انجام خواهد گرفت منتظر بنشينيم ، نمىگوييم : اين يك انتظار بىهوده است ، ولى به طور قطع مىتوانيم بگوييم : آن روز كه علم حضورى ( خود هشيارى ) مورد بحث ماكس پلانك حل خواهد گشت قوانين و تعريفات ما در بارهء ماده و علت و معلول بايستى رقيقتر و ظريفتر از قوانين و تعريفات امروز بوده باشد ، زيرا - اگر همين قوانين و تعريفات موجوده بدون دست خوردگى مىتوانست از عهدهء كشف اين معما بر آيد ، علتى براى تأخير آن ديده نمىشد پس هيچ دليل منطقى ديده نمىشود ، بلكه دليل منطقى قطعى حكم مىكند كه بدون تغيير در قوانين و تعريفات فعلى معما يا معماهاى روانى حل و فصل نخواهند گشت . ما منكر قانون نيستيم و به محال بودن تصادف در پهنهء هستى درونى و برونى هم شديدا اصرار مىورزيم ، اما اين كه قانون عليت با همان تعريفات و اصول و احكامى كه به طور كلاسيك پذيرفته شده است ، قطعى و ابدى و در همه جوانب هستى حكمفرما است ، چيزى است شبيه به شعر گفتن بدون ضرورت كه انسان را براى پيدا كردن