( ( 1626 ) ) كار من بىعلت است و مستقيم
نيست تقديرم به علت اى سقيم
( ( 1627 ) ) عادت خود را بگردانم به وقت
اين غبار از پيش بنشانم به وقت
كار خدا بىعلت است چه معنا دارد ؟
اين يكى از مسائل مورد گفتگوى فلاسفه و متكلمين اسلامى بوده است كه آيا كارهايى را كه خدا مىكند مستند به علت است يا نه ؟ اگر در ملاك اين مسئله دقت شود خواهيم ديد كه با اشكال گوناگون براى فلاسفه و متفكرين غير اسلامى نيز مطرح بوده است . حقيقت اين مسئله چيست و بررسى كنندگان چه مقصودى دارند ؟ احتياج به توضيح مختصرى دارد .
اشاعره مىگويند :
خداوند كارهايى را كه صادر مىكند مستند به علت نيست .
اماميه و معتزله منكر اين نظريه گشته ، مىگويند :
آن چه كه از خداوند صادر مىشود معلول علتى مىباشد .
با نظر ابتدايى بسيار بعيد به نظر مىرسد كه بگوييم : خدا كار بدون علت انجام مىدهد ، چنان كه به اشاعره نسبت داده شده است . اما لازم است كه اولا ادعا و استدلال آنها را در نظر بگيريم .
ابو بكر محمد بن طيب بن باقلانى كه از پيش تازان مكتب اشاعره است مىگويد :
« اگر گوينده اى بگويد : آيا شما مىگوييد كه خداوند دنيا را پس از آن كه وجود نداشت روى انگيزه اى كه او را به ايجاد عالم وادار كرده به وجود آورده است ؟ آيا خدا در آفريدن جهان محركى يا باعثى يا اكراه كننده اى داشته يا تذكرى