مسئلهء دوم
- آيه اى كه پس از اين آيه آمده ، به قرار ذيل است : « تُولِجُ اَللَّيْلَ فِي اَلنَّهارِ وَتُولِجُ اَلنَّهارَ فِي اَللَّيْلِ وَتُخْرِجُ اَلْحَيَّ مِنَ اَلْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ اَلْمَيِّتَ مِنَ اَلْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . » 3 : 27 ( 1 ) ( شب را در روز و روز را در شب داخل مىكنى ( پشت سر همديگر به جريان مىاندازى ) زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىآورى و هر كه را بخواهى روزى بىمحاسبه مىبخشى ) . نظر به دليل عقلانى و با ملاحظهء اين آيه كه در دنبال آيهء قبلى است : « قُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ 3 : 26 . . » و همچنين آيات فراوانى كه با بيانات گوناگون در قرآن وارده شده است ، آيهء : « قُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ 3 : 26 . » . يك جريان طبيعى واقعى را بيان مىكند ، به اين معنى چنان كه پشت سر هم قرار گرفتن شب و روز و تولد زنده از بىجان و بىجان از جاندار دلالتى بر دشمنى سر نوشت الهى با كسى ندارد ، همچنين بخشيدن ملك و سلب آن و عزت و ذلت كه به معناى نادر الوجود بودن و در دسترس بودن آن است كه لازمه اش وصول به آسانى به آن موجود است . به توضيح اين كه بايستى براى عزت و ذلت دو معناى طبيعى و معنوى در نظر گرفت 1 - معناى طبيعى عزت همان است كه در عربى به معناى كميابى است و مىگويد فلان كالا عزيز الوجود است يعنى كمياب است و به معناى غلبه كردن هم آمده است چنان كه در آيهء :