تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
نفر از آنها را كاملًا مساوى دريافت و اين عدم تساوى بدون ترديد بهره بردارى آنها را از مزاياى طبيعت مختلف متنوع خواهد ساخت .
( ( 1625 ) ) چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دائماً من باقيم

به كار بردن علت اولى در بارهء خدا غلط است

اين بحث يكى از اساسىترين مباحث فلسفهء الهى است ، در اين مسئله با چه نظريات مختلف و متناقض فراوانى كه روبه رو هستيم ، در اين بيت جلال الدين مىگويد : خداوند نه مركب از چهار طبع است و نه علت اولى است . اين كه خداوند موجود مادى نيست و در نتيجه از عناصر و ساير نمودهاى طبيعى تشكيل نيافته ، كاملًا روشن است ، اما اين كه خداوند علت اولى نيست ، يعنى چه ؟ مىدانيم كه چه در مكتب فلسفى و چه در مكتب ادبى با اين گونه كلمات در بارهء خداوند روبه رو هستيم : علت اولى ، عله العلل ، موجود اول ، حقيقت اولى . . . ولى با يك نظر دقيق خدا نه علت است و نه اطلاق اول ( نقطه ى آغاز يك مقوله كمى ) براى او منطقى است ، پس در اين جا دو مسئله داريم : 1 - خدا علت نيست . 2 - بر فرض اين كه اطلاق علت با بعضى از جهات براى او صحيح باشد ، علت اولى نيست .