تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

« وَعَزَّنِي فِي اَلْخِطابِ . » 38 : 23 ( 1 ) مشاهده مىشود ( در گفتگو به من غلبه كرد . ) به اين معنى در مفهوم عزت نيكويى و فضيلتى در كار نيست . 2 - معناى معنوى و اخلاقى عزيز كه همواره با نيكويى و فضيلت همراه است ، وقتى كه مىگوييم : فلان شخص در جامعهء خود داراى عزت است چنين استفاده مىشود كه آن شخص داراى عظمت معنوى و اخلاقى مىباشد . همچنين است ذلت ، يعنى ذلت نيز داراى دو معناى طبيعى و اخلاقى مىباشد : 1 - معناى طبيعى ذلت نيز در دسترس بودن يك شىء است كه غالباً از فراوانى ناشى مىشود و به اين معنى ذلت همراه با بدى و پستى و بىفضيلت بودن نمىباشد . در آيهء شريفه كه مىفرمايد : « وَاِخْفِضْ لَهُما جَناحَ اَلذُّلِّ مِنَ اَلرَّحْمَةِ 17 : 24 . . . » ( 2 ) ( [ به پدر و مادر ] بال فروتنى را پايين بيا ) . مقصود همان معناى طبيعى است ، يعنى همواره در مقابل آنان سهل الوصول و تسليم باشد . نه اين كه براى آنها پستى و رذالت و بىفضيلتى به فروش . 2 - معناى اخلاقى و معنوى آن ذلت به اين معنى با پستى و بىمقدارى و بىفضيلتى همراه است . در آيه : « قُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ تُؤْتِي اَلْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ اَلْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ 3 : 26 . . » . مقصود ملك و عدم ملك و عزت و ذلت به معناى طبيعى آنها است و هيچ گونه جاى شبهه و اعتراض نيست و كيست ترديد كند در اين كه اختلاف طبيعى انسانها به طور عموم به حدى است كه به هيچ وجه نمىتوان اجزاء موجوديت درونى و بيرونى دو

هامش
( 1 ) سوره ص ، آيه 23 . .
( 2 ) سوره الإسراء ، آيهء 24 . .