باشد . با استقرار شرط لازم از ارتباط ميان فرماندهان و مجريان نيز دريافتيم كه فرماندهان طبيعتاً در خود حادثه كمتر شركت دارند و فعاليت ايشان فقط متوجه صدور فرمان است . » ( 1 ) « مردم از مغرب به مشرق مىروند و هم نوعان خود را به خاك و خون مىكشند و اين حادثه نيز با عباراتى مربوط به افتخار فرانسه ، پستى و دنائت انگليس و نظاير آن مقرون است . تاريخ به ما نشان مىدهد كه اين توجيهات مستحسن و اين اعتذارات براى اين حوادث مورد قبول هيچ عقل سليمى نيست ، بلكه متناقض يكديگر است و مانند آن است كه بگوييم كه : قتل كسى در نتيجهء شناسايى حق او انجام گرفته و كشتار ميليونها نفر در روسيه براى تحقير انگلستان به عمل آمده است . اما در عين حال اين توجيهات و اعتذارات بىشك به مفهوم عصر خود حائز اهميت است . اين عذر تراشىها و توجيهات مسئوليت اخلاقى را از مردمى كه به وجود آورندهء اين حوادثند سلب مىنمايد ، اين عذر تراشىها و توجيهات شبيه جارويى است كه براى پاك كردن خطوط آهن پيشا پيش لوكوموتيو در حركت است و راه مسئوليت اخلاقى مردم را پاك مىكند . بدون اين توجيهات ساده ترين مسئله اى كه هنگام ملاحظهء هر حادثه مطرح مىشود قابل توضيح نيست ، يعنى نمىتوان توضيح و توجيه كرد كه به چه ترتيب ميليونها نفر مشتركاً مرتكب جنايت مىشوند و جنگ مىكنند و آدم مىكشند و يا نظاير اين اعمال را به جا مىآورند . » ( 2 ) « كشتى هر جهتى را كه هنگام حركت انتخاب كند هميشه پيشا پيش آن ، جريان امواج آبى كه به وسيلهء پروانهء آن شكافته مىشود ديده خواهد شد و براى كشتى نشستگان حركت اين جريان امواج يگانه حركت محسوس است . اگر ما فقط حركت اين جريان را از نزديك لحظه به لحظه دنبال كنيم و اين حركت را با حركت كشتى مقايسه نماييم ، بىگمان متوجه خواهيم شد كه حركت
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 121
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢١
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 358 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 357 . .