تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

تئورى انتقال ارادهء توده ها به رجال تاريخى فقط تفسير و تاويل ، يعنى فقط توضيح و تبيين كلمات سؤال به وسيلهء كلمات ديگر است . علت حوادث تاريخى چيست ؟ قدرت قدرت چيست ؟ قدرت مجموعهء اراده هاى منتقل شده بر جاى تاريخى است . تحت چه شرايط ارادهء تمام مردم به يك نفر منتقل مىشود ؟ تحت شرايطى كه اين شخص ارادهء تمام مردم را بيان نمايد . يعنى قدرت قدرت است . يعنى كلمه اى است كه معنى آن براى ما نامفهوم است . » ( 1 ) « اگر محيط شناسايى بشر تنها به تفكرات مجرد محدود مىشد ، در اين صورت بشريت پس از انتقاد از آن تعريف و توضيح قدرت كه به وسيلهء علم ارائه مىشود ، به اين نتيجه مىرسيد كه قدرت تنها حرفى بيش نيست و در حقيقت وجود ندارد . اما انسان براى شناسايى مظاهر به جز تفكر مجرد ، اسلحهء تجربه را در دست دارد كه با آن نتايج تفكر را مورد آزمايش قرار مىدهد و تجربه مىگويد كه : قدرت حرف نيست ، بلكه پديده اى است كه حقيقتاً وجود دارد . صرف نظر از آن كه حتى يك روايت فعاليت مشترك مردم نمىتواند بدون مفهوم قدرت قابل تصور باشد ، وجود قدرت نيز هم به وسيلهء تاريخ و هم به وسيلهء مطالعهء حوادث معاصر به اثبات مىرسد . » ( 2 ) « مورخين طبق عادت قديم يعنى قبول مداخلهء الهى در امور بشريت هميشه مىخواهند علت حادثه را در بيان ارادهء شخص صاحب قدرت جستجو كنند . اما اين استنتاج نه فقط به وسيلهء منطق و عقل ، بلكه به وسيلهء تجربه نيز تأييد نمىگردد . » ( 3 ) « از يك طرف عقل و منطق نشان مىدهد كه بيان ارادهء فرد ، يعنى كلمات او

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 353 - 352 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 353 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 353 . .