هنگام نگريستن به گله متحرك بدون توجه به محاسن مختلف چراگاه ها و فعاليت شبان جهت حركت گله را به چهار پايى كه پيشا پيش آن مىرود نسبت بدهد . » ( 1 ) « نخستين طبقه از مورخين كه معترفند قدرت بلا شرط تفويض مىشود چنين پاسخ مىدهند : جهت حركت گله از اين طرف به واسطهء آن است كه چهار پايى كه پيشا پيش آن حركت مىكند ، گله را بدان سمت هدايت مىنمايد و مجموعهء ارادهء تمام چهار پايان ديگر به اين حكمران گله تفويض شده است . مورخين كه معترفند كه مجموعهء ارادهء توده ها تحت شرايطى كه به نظر ايشان معلوم و مشخص است به حكم رانان منتقل مىشود چنين پاسخ مىدهند : سبب تعويض مكرر حيواناتى كه پيشا پيش گله حركت مىكنند اين است كه چون پيش آهنگ اول نمىخواهد گله را بدان جهتى كه آنها انتخاب مىكنند هدايت نمايد ، لذا مجموعهء ارادهء تمام حيوانات از پيش آهنگى به پيش آهنگ ديگر منتقل مىشود . با اين شيوهء مشاهده و مطالعه اغلب اوقات اتفاق مىافتد كه بيننده به مقتضاى جهتى كه خود تعيين كرده است آن حيواناتى را پيشوا مىپندارد كه به هنگام تغيير جهت حركت نمىكنند ، بلكه در اطراف و گاهى هم در عقب آن هستند . سومين طبقهء مورخين كه تمام رجال تاريخى ، از حكمرانان مطلق تا روزنامه نگاران را مظهر حوادث عصر خود مىپندارند ، چنين مىگويند : اگر حيواناتى كه در رأس گله قرار گرفتهاند پيوسته عوض شوند و جهت حركت تمام گله مدام تغيير كند ، در اين صورت اين وضع معلول آن است كه براى نيل به آن جهتى كه ما از آن آگاهيم تمام حيوانات ارادهء خود را به آن پيش آهنگانى كه توجه ما را جلب مىكنند تفويض مىنمايند و به همين جهت براى بررسى حركت گله بايد در احوال تمام حيوانات كه جلب توجه ما را كردهاند و از اطراف گله حركت مىكنند مطالعه نمود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 117
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٧
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 352 . .