تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
يا نشر عقايد انقلابى ، يا ترقى و پيش رفت عمومى ، يا هدفهاى بزرگ ديگر هدايت مىكنند ، در اين صورت توضيح و تفسير مظاهر تاريخ بدون استمداد از مفاهيم تصادف و نبوغ امكان پذير نيست . اگر هدف جنگهاى آغاز اين قرن در اروپا عظمت و بزرگى روسيه بود ، در اين صورت اين هدف مىتوانست بدون جنگهاى قبلى و بدون هجوم فرانسويان نيز حاصل شود . اگر هدف ، عظمت و بزرگى فرانسه بود ، در اين صورت اين هدف نيز مىتوانست بدون انقلاب و بدون امپراطورى حاصل شود . اگر هدف ، نشر و ترويج عقايد معينى بود ، در اين صورت چاپ و نشر كتاب اين عمل را مىتوانست به مراتب بهتر از سرباز انجام دهد . اگر هدف ، ترقى و پيش رفت تمدن باشد ، در اين صورت به سهولت مىتوان تصور كرد كه به جز كشتار مردم و انهدام اموال و ثروتشان طرق و وسايل مؤثرتر ديگرى براى توسعه و ترويج تمدن وجود دارد . پس چرا جريان حوادث چنين بود و مسير ديگرى را طى نكرد ؟ تنها به دليل اين كه چنين روى داد . تاريخ مىگويد : تصادف اين وضع را به وجود آورد و نبوغ از آن استفاده كرد . اما تصادف چيست و نبوغ كدام است ؟ كلمات تصادف و نبوغ چيزى را كه حقيقتاً وجود خارجى داشته باشد مشخص نمىكند و به اين جهت نيز نمىتواند مفهوم معينى داشته باشد ، اين كلمات تنها وسيلهء توضيح و تفسير مظاهر معينى ، آن هم تا حدود معين و مشخصى است و بس . من علت وقوع فلان پديده را نمىشناسم و حتى عقيده دارم كه نمىتوانم علت آن را بشناسم . به اين جهت بىآن كه به خود زحمت كشف آن علت را بدهم فقط مىگويم : ( تصادف ) است . من نيرويى را مشاهده مىكنم كه اثراتى از آن بروز مىكند كه با اثرات متوسط نيروى بشرى قابل سنجش نيست و چون نمىدانم اين پديده را به چه تعبير كنم ، مىگويم : ( نبوغ ) است . به نظر يك گله گوسفند ، آن گوسفندى كه هر روز عصر چوپان براى خوردن