سكون زمين چشم پوشيدند . » ( 1 ) » . . . ثالثاً مفهومتر از همه اين مسئله است كه پژوهندگان علم تاريخ هنگام بررسى وقايع گذشته عمداً نمىخواهند به اين نكته توجه كنند كه پيش روى مورب را به هيچ وجه نبايد به هيچ فرد واحدى منتسب ساخت ، زيرا - هيچ كس هرگز آن را پيش بينى نكرده بود و اين مانور مانند عقب نشينى در فيلى اصولا هرگز به شكل كامل خود در نظر هيچ كس مجسم نشد ، بلكه همهء اينها قدم به قدم و قسمت به قسمت و ساعت به ساعت و لحظه به لحظه نتيجه و حاصل عدهء بىشمارى از متنوعترين شرايط بود و فقط وقتى كه انجام پذيرفت و به صورت حادثهء انجام يافته در آمد بدان صورت و شكل كامل خود مجسم گشت . » ( 2 ) » اما اگر ما قبول كنيم كه آلكساندر اول پنجاه سال پيش در نظريات خود راجع به آن چه خير و صلاح ملتها است اشتباه كرده است ، بىاختيار بايد قبول كنيم كه نظريات تاريخ نويسى هم كه امروز از آلكساندر انتقاد مىكند پس از گذشتن مدت زمانى نيز ناصحيح خواهد بود . اين ادعا از اين جهت طبيعىتر و ضرورىتر به نظر مىرسيد كه در ضمن بررسى تكامل تاريخ مشاهده مىكنيم كه با گذشتن هر سال و با ظهور هر تاريخ نويس جديد اين نظريه كه خير و صلاحيت بشر چيست تغيير مىكند . » ( 3 ) » هر كس تصور نمايد كه زندگانى بشر را ممكن است با اصول عقل و منطق اداره كرد ، امكان زندگى را نفى مىنمايد . » ( 4 ) » اگر به شيوهء تاريخ نويسان قبول كنيم كه مردان بزرگ ، بشريت را در راه حصول به هدفهاى معينى مانند عظمت روسيه يا ترقى فرانسه ، يا تعادل قوا در اروپا ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 100
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٠
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 73 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 74 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 270 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 271 . .