صورت اعتراف به اين حقيقت ديگر نه تنها ضرورت ندارد تا آن حوادث جزئى را كه موجب گشته است ايشان به صورتى كه بودهاند در آيند با كلمهء ( تصادف ) توضيح بدهم بلكه به خوبى واضح و آشكار خواهد شد كه تمام اين حوادث جزئى بدون ترديد ضرورى بوده است . اگر از تمايل شناختن و كشف هدف نهايى صرف نظر كنيم ، آشكارا خواهيم فهميد كه همان گونه كه نمىتوان براى گياه معينى گل و بذر ديگرى متناسبتر از آن چه مولد آن است اختراع كرد ، به همين ترتيب نيز تصور دو مرد ديگرى كه سراسر زندگى گذشتهء ايشان با نقشى كه تقدير به عهدهء اين دو نفر ، يعنى آلكساندر و ناپلئون گذاشته بود تا اين درجه حتى در جزئيات سازگار و مناسب باشد امكان پذير نيست . » ( 1 ) » باز آن چه تصادفات ناميده مىشود با وى همراه شد . چنان كه مالت شكست ناپذير بدون شليك يك تير تسليم گشت و جسورانه ترين و غير عاقلانه ترين اقداماتش منتهى به موفقيت شد ، ناوگان دشمن كه بعدها به يك قايق هم اجازهء عبور نداد به آرتش كامل وى راه داد ، در آفريقا نسبت به ساكنان كم و بيش بىسلاح آن جا جنايات و تبه كارىهاى بىشمارى به عمل آمد ، اما مردمى كه اين تبه كارىها را مرتكب مىشدند و مخصوصاً رهبران ايشان به خود اطمينان مىدادند كه اين اعمال بسيار خوب و پسنديده است و اعمالى افتخار آميز شمرده مىشود و به اعمال سزار و اسكندر مقدونى شباهت دارد . » ( 2 ) » وجود او براى مقامى كه در انتظار آن بود ضرورت داشت و به اين جهت تقريباً بدون دخالت وى و با وجود ترديد او ، با وجود فقدان برنامه ، اشتباهاتى كه مرتكب مىشد به توطئه اى كشانده شد كه هدف آن به دست گرفتن قدرت و حكومت بود و اين توطئه با موفقيت مواجه گرديد . » ( 3 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 103
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 273 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 257 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 275 . .