تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
( ( 1339 ) ) اين قيامت ز ان قيامت كى كم است ؟ آن قيامت زخم و اين چون مرهم است

رستاخيز درونى امروز شخصيت مىسازد ، رستاخيز فردا شخصيت را تباه خواهد كرد

تشبيه بسيار عالى است كه جلال الدين در اين مورد بيان مىدارد ، در روز رستاخيز كوه ها كنده مىشوند و مانند پنبهء حلاجى شده در فضا به شكل غبار در مىآيند ، مگذاريد صخره ها و كوه هاى خشن درونى شما به جمود و خشونت باقى بماند تا آن روز نيست و نابود گردد ، بلكه امروز همين امروز آنها را از هم بشكافيد تا انوار الهى در آنها بتابد از نابودى آنها در روز رستاخيز در امان باشيد .
( ( 1346 ) ) چون در آن خم افتد و گوييش قم از طرب گويد منم خم لا تلم ( ( 1347 ) ) آن منم خم خود انا الحق گفتن است رنگ آتش دارد الا آهن است

انقلاب مرد ربانى به وسيلهء تماس با پيشگاه ربوبى مانند انقلاب آهن با تماس با آتش است ( ممسوس بذات الله )

چندين برو اين ره كه دوى بر خيزد ور هست دويى بر هر وى برخيزد تو او نشوى ولى اگر جهد كنى جايى برسى كز تو توى برخيزد
اين يكى از مسايل بسيار حساس است كه جلال الدين بارها و با نوسانات گوناگون
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 669 | محمد تقي جعفري