قانون عدم تكرار رويدادها با رجوع هر شىءاى به اصل خود منافات دارد
جلال الدين مخصوصاً در دفتر اول بارها اين مطلب را مانند يك اصل گوشزد كرده است كه :
« كل شىء يرجع الى اصله » .
( هر چيز به اصل خود بر مىگردد ) .
براى اين اصل شواهدى از طبيعت آورده است ( مراجعه شود به دفتر اول ) ، ولى در ابياتى كه فعلًا مورد تفسير ما است درست بر ضد آن اصل صحبت مىدارد و مىگويد :
هيچ آينه دگر آهن نشد
هيچ نانى گندم خرمن نشد
هيچ انگورى دگر غوره نشد
هيچ ميوهء پخته با كوره نشد
چون اصل عدم تكرار علمىتر و ثابتتر است بايستى مقصود جلال الدين را در آن ابيات يك معناى عمومى معمولى بدانيم ، مثلًا مىبينيم به طور طبيعى موش از نطفهء موش و گربه از نطفهء گربه و ميوهء هلو از هستهء هلو توليد مىشود و الا با نظر علمى و واقع بينى قانون تشخص و حركت و باز بودن سيستم جهان كه حتى خود جلال الدين بارها تكرار كرده است هيچ رويدادى از آن نقطه كه عبور كرده است دوباره به آن نقطه باز گشت نخواهد كرد .