تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١

قانون عدم تكرار رويدادها با رجوع هر شىءاى به اصل خود منافات دارد

جلال الدين مخصوصاً در دفتر اول بارها اين مطلب را مانند يك اصل گوشزد كرده است كه : « كل شىء يرجع الى اصله » . ( هر چيز به اصل خود بر مىگردد ) . براى اين اصل شواهدى از طبيعت آورده است ( مراجعه شود به دفتر اول ) ، ولى در ابياتى كه فعلًا مورد تفسير ما است درست بر ضد آن اصل صحبت مىدارد و مىگويد :
هيچ آينه دگر آهن نشد هيچ نانى گندم خرمن نشد هيچ انگورى دگر غوره نشد هيچ ميوهء پخته با كوره نشد
چون اصل عدم تكرار علمىتر و ثابتتر است بايستى مقصود جلال الدين را در آن ابيات يك معناى عمومى معمولى بدانيم ، مثلًا مىبينيم به طور طبيعى موش از نطفهء موش و گربه از نطفهء گربه و ميوهء هلو از هستهء هلو توليد مىشود و الا با نظر علمى و واقع بينى قانون تشخص و حركت و باز بودن سيستم جهان كه حتى خود جلال الدين بارها تكرار كرده است هيچ رويدادى از آن نقطه كه عبور كرده است دوباره به آن نقطه باز گشت نخواهد كرد .