به منزلهء علت براى مرحلهء سوم ( مرحلهء بروز آثار جسمانى ) مىگردد . باز در اين مورد سنخيتى ميان علت و معلول ديده نمىشود ، سه خاصيت كه براى خشم گفتيم به هيچ وجه با آن چه از موضوع خشم در روان خود درمىيابيم تشابه و سنخيتى ندارند .
( ( 1313 ) ) ز انكه مخلص در خطر باشد مدام
تا ز خود خالص نگردد او تمام
( ( 1314 ) ) ز انكه در راه است و ره زن بىحد است
آن رهد كاو در امان ايزد است
در تكاپو در راه عبوديت هرگز گمان نكنيد كه به مقصد رسيده ايد
جلال الدين اين مضمون را در ابيات گذشته نيز متذكر شده و گفته است :
من غلام آن كه او در هر رباط خويش را و اصل نداند بر سماط با نظر به اين كه راهرو نيروى حركت بىنهايت دارد و راهى را كه خواهد پيمود بىنهايت است ، كدامين عاقل هشيار در نقطهاى از زندگانى و در حالتى از حالات روحى توقف كرده مىگويد : اين است سر منزل نهايى ، اين است مقصد اصلى ، اين است پايان سير و سلوك ؟