طبيعت ( مانند علت و معلول و غيره ) بوده باشند .
مانند بازىهاى عاطفهاى كودكان كه براى ما لذت بخش است ، يا ضرر زدن يك حيوان كه در ما توليد خشم به آن حيوان مىكند و ممكن است موضوعات اين مرحله كه انگيزهء بروز پديدهء روانى هستند از قوانين رو بناى طبيعت پيروى نكنند ، مانند درك خواص و فعاليتهاى روانى دوست كه در ما ايجاد محبت خواهد كرد ، يا دريافت خواص و فعاليتهاى روانى دشمن كه در ما خشم توليد مىكند ، بدان جهت كه موضوع اين مرحله پديده هاى روانى است و چنان كه بارها گفتهايم اين پديده ها مانند ساير نمودهاى فيزيكى نيستند كه مشمول قوانين طبيعت خارجى بوده باشند .
پس از اين مرحلهء اول يعنى مرحلهء انگيزه ها نوبت بروز پديدهء روانى است مانند يك معلول كه پس از علت به وجود مىآيد . باز ياد آور مىشويم كه به كار بردن علت و معلول در اين مورد تنها براى استفاده از خاصيت عمومى علت و معلول ( اين از آن ) مىباشد ، نه اين كه حقيقتاً شرايط و همه خواص علت و معلول طبيعى در مورد پديده هاى روانى جريان دارد .
2 - مرحلهء بروز پديدهء روانى
در اين مرحله مطابق تفسير و اعتقاد و مقدار آگاهى كه در بارهء انگيزه ها داريم ، پديدهء روانى مخصوص به انگيزه هاى مناسب در روان ما توليد مىگردد كه روان شناسى در صدد بحث و بررسى آنها است .
آن چه كه در اين مرحله اهميت دارد اين است كه اين پديده هاى روانى چيزهايى نيستند كه مانند چند عدد آجر كه در گوشهاى از حياط قرار مىگيرند ، در گوشهاى از روان به وجود بيايند و سپس از بين بروند ، بلكه اين پديده ها غالب ، پردهاى روى مجموع ( من ) كه وجدان و انديشه و تعقل را تنظيم مىكند مىكشند ، باز تنها مسئلهء پرده كشيدن نيست ، يعنى مثلًا خشم يا انبساط تنها روى ( من ) را نمىپوشاند بلكه ( من ) را مطابق طبيعت خود رنگ آميزى مىكند و حقايق را دگرگون مىسازد