تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
نه اين كه حقايق را از ما پوشيده مىدارد و به عبارت ديگر چشم خشم آلود نه اين كه شير را نشان نمىدهد بلكه به قول جلال الدين :
چشم خشمت خون نمايد شير را .

به نظر مىرسد حساسترين مسئلهء روانى همين است كه چگونه بايستى انسانها را تعليم و تربيت كرد كه در نظرشان موقع خشم شيرها خون و در موقع محبت خونها شير ننمايد ؟ درمان اين درد بنيان كن را جز ايمان حقيقى نمىتواند به وجود بياورد . اگر با تحقيق لازم و كافى در تاريخ بشرى تتبع كنيم خواهيم ديد كه تنها مردان با ايمان بوده‌اند كه با اين كه از همين پديده هاى روانى برخوردار بوده‌اند ، مع ذلك ايمان آنها نمىگذاشت آن پديده ها خونها را در نظر آنان شير و شيرها را خون بنماياند . يكى از اوصاف بسيار عالى الهى كه در باره امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام گفته‌اند ، همين است كه : « دشمنى دشمنان و دوستى دوستان هرگز او را از عدالت ورزى منحرف نساخت » . به قول جرج جرداق : « و مد امام انصاره و اخصامه الطريق و لا يزال . » ( 1 ) ( همواره راه عدل و رحمت و مردانگى را پيش پاى ياران و دشمنانش به يكسان مىگستراند ) . در جلد دوم از دفتر اول داستان يا تابلوى « خدو انداختن آن پهلوان را به روى على عليه السلام » ملاحظه كرده‌ايم .

3 - مرحلهء بروز آثار جسمانى پديدهء روانى

پديدهء روانى كه به منزلهء معلولى به مرحلهء انگيزه ها است ، پس از به وجود آمدن خود
هامش
( 1 ) الامام على بن ابى طالب صوت العدالة الانسانية ، مقدمهء جرج جرداق . .