تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
( ( 1304 ) ) تير پرّان بين و ناپيدا كمان جانها پيدا و پنهان جان جان

تيرى كه پرتاب شده است كمانش را بجوييد تا تير انداز نهانى را پيدا كنيد

جلال الدين در ديوان شمس تبريزى مىگويد :
عقل بند و دل فريبا جان حجاب راه ازين هر سه نهان است اى پسر
شيخ فريد الدين عطار مىگويد :
كارگاهى بس عجايب ديده ام جمله را از خويش غايب ديده ام سوى كُنه خويش كس را راه نيست ذره‌اى از ذره‌اى آگاه نيست جان نهان در جسم و تو در جان نهان اى نهان اندر نهان اى جان جان
باز جلال الدين در مثنوى مىگويد :
حمله مان از باد و ناپيداست باد جان فداى آن كه ناپيداست باد
مضمون فوق را كه مىگويد : تيرى كه پرتاب شده است كمانش را بجوييد ، تا تير انداز نهانى آن را پيدا كنيد ، در كتاب مثنوى بيانات گوناگونى وارد كرده است . در طريق جستجو شما از هر نمود آشكارى به يك حقيقت نهانى خواهيد رسيد كه آن حقيقت نهانى پس از وصول به شما آشكار خواهد گشت . ادامهء اين جستجوى مقدس شما را به مخفىترين حقايق رهنمون گشته ، همان حقيقت مخفى را براى شما چنان ظاهر و آشكار خواهد ساخت كه حتى راه هاى پر سنگلاخى را كه در آن راه در نور ديده‌ايد از خاطر شما محو خواهد گشت ، گويى از اولين مرحلهء جستجو شما با همان حقيقت روبه رو گشته‌ايد . درست است كه چنان كه حكيم صفا مىگويد :
در دير بود جايم به حرم رسيد پايم به هزار در زدم تا در كبريا زدم
من تا پاى سالك الى الله به حرم برسد بايستى هزارها در بزند و اين خود دليل آنست كه آن حقيقت اصلى مخفى و پوشيده است اما پس از آن كه :