تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
لذيذترين غذا پس از عبور از ميدان ذائقهء نقطهء جامدى است در بدن كه توجه ما را به خود جلب نخواهد كرد و اگر موجب حالاتى شوند مانند مستى شراب و احساس لذت از درك زيبايى كه ممكن است مدتى به طول بيانجامد ، اولًا : با تكرار مشابه آن حالت به شكل عادت رسوب پيدا مىكند و تدريجاً جالب بودن خود را از دست مىدهد و به طور كلى تازه هايى كه به كالبد بدن مادى عرضه مىشوند همان اولين و دومين بار بوده سپس مبدل به عادت مىشوند كه به نوبت خود زنجير گرانبارى مىباشند و به عبارت ديگر مىتوان گفت : هر تازه كه به كالبد مادى ما عرضه مىشود ، در كمتر مدتى مبدل به ضرورتهاى ثانوى مىگردد و هر موضوعى كه به عنوان ضرورت ثانوى جلوه كرد ، به عنوان بارى است كه بايستى بدن تحمل كشيدن آن را به دست بياورد . به اضافهء اين كه گروه زيادى از تازگىهاى بدن مادى مربوط به احساسات ما است كه در تسخير سطح طبيعى روح قرار گرفته‌اند . پس براى به دست آوردن لذت زندگى نو ، نبايستى به تحولات و مزاياى بدنى پرداخت . در سالهاى اخير به طور فراوان شنيديم كه در كشورهاى متمدنى كه همه گونه وسايل لذايذ مادى فراهم است و هيچ يك از افراد آنها كوچكترين فشار و محدوديت ندارد ، با اين حال افراد زيادى خود كشى مىكنند ، هنگامى كه در بارهء آنها كاوش دقيق انجام مىگيرد يا نوشتهاى از آنها ديده مىشود مىبينيم كه خودكشى خود را چنين توجيه مىكنند كه ما تمام جلوه هاى زندگى را ديديم و همهء لذايذ آن را چشيديم ديگر موضوع جالبى براى ما باقى نمانده بود . اين مسئلهء حياتى كاملا اثبات مىكند كه تحولات عارضه بر كالبد مادى و سطح طبيعى روح ، اشباع كنندهء آرمان اصلى ما نمىباشند ، پس براى به دست آوردن نو زيستى و اشباع حس تازه گرايى مجبوريم چشمه سار روح را به منبع اصلى خود وصل كنيم ، منبع اصلى روح از ما وراى نمودهاى طبيعى سرازير مىشود ، اين منبع با ثقل و بعد و عدد سر و كارى ندارد ، تا با اضافه يا منها كردن هر جزئى از آنها تغييرى در تازگى دريافت شده ما ايجاد شود .