و ساير وضع جغرافيايى محلى . البته اين شناسايى هم تابع يك عده اصول و قوانين تخمينى است كه مىتواند تا حدودى واقعيت را آشكار بسازد ، ولى اگر مقصود به دست آوردن دليل رسمى براى ادعاهاى مربوطه بوده باشد بايستى جنبهء نوعيت به خود بگيرد ، مثلًا اگر از فربهى گوسفندان يك محل بخواهيم خوبى آب و هوا و علف آن محل را اثبات كنيم ، بايستى رابطهء ميان فربهى گوسفندان و امور مزبوره يك رابطهء نوعى و عمومى بوده باشد نه به عنوان ( گاهگاهى ) و براى اثبات حقوقى يك مدعا بايستى روابط به طور يقين كشف شود و تنها حدس و تخمين كفايت نخواهد كرد .
عيافه
- بنا به گفتهء ابن منظور : « عيافه كار شناسىهاى مختلفى است كه حتى به كهانت و فراست هم صدق مىكند . » ( 1 ) به اصطلاح امروزى ، به دست آوردن واقعيات با علامات گوناگون كه مىتواند رويدادهايى را نشان بدهد مانند رد پا شناسى و كف شناسى و غيره . البته اين موضوع سوم هم مانند دو موضوع فوق است كه اگر فقط موجب حدس و تخمين بوده و از ذوق پردازى ناشى شود ، نمىتوان از جنبهء حقوقى مورد اعتنا قرار داد . مگر اين كه به مرحلهء يقين برسد .
( ( 1092 ) ) چون ستاره با ستاره شد قرين
لايق هر دو اثر زايد يقين
( ( 1093 ) ) از قران مرد و زن زايد بشر
وز قران سنگ و آهن هم شرر
موجودات در ارتباط با يكديگر توليد اثر مىكنند
جلال الدين در چند بيت فوق مىخواهد ارتباطات موجودات را كه زاينده آثار
هامش
( 1 ) لسان العرب ، ج 9 ، مادهء ف . .