اين مطلب جواب نيست ، بلكه موضوع را ناديده گرفتن و به اصطلاح خود ايشان اول مدعا را ثابت فرض كردن و سپس در بارهء آن منطق آوردن است خلاصه با همهء اين تحريكات و نوشته ها و عوامل ديگر آن انعطاف در طبيعت انسانى كه بعضىها در عالم رويا مىبينند عملى نشده است .
2 - نوع ثابت - گروهى از پديده هاى عضوى انسانى را به عنوان كاشف از وضع درونى و موجوديت انسان معرفى مىكنند ، اين شناسايى را قيافه شناسى مىنامند .
آيا پديده هاى ثابت قيافه مىتواند از چگونگى روان و موجوديت انسانى كشف كند ؟
براى اين كه اين مسئله تا حدودى روشن شود مجبوريم توضيح مختصرى در اين باره بدهيم :
از دورانهاى گذشته كه حتى در جوامع مسلمين نيز به فراوانى ديده شده است ، سه نوع كشف از مجهولات وجود داشته است كه به نامهاى ذيل ناميده مىشدند :
1 - علم القيافه .
2 - علم الريافه .
3 - علم العيافه .
علم قيافه
- همان قيافه شناسى است كه از پديده هاى ثابت صورت ( ثابت نسبى ) وضع درونى انسانى ، بلكه نسب و نژاد او تعيين مىشود . از قرنها پيش اين گونه شناسايى رواج داشته و كتابهايى چه در شرق و چه در غرب با سبقت شرقىها به غربىها نوشته شده است . به اضافه داستانهاى محلى و منظور نمودن اين علم از نظر فقه اسلامى كتابهاى مستقل نيز ديده مىشود از قبيل .
السياسة فى علم الفراسه - عبد الله شمس الدين محمد بن ابى طالب انصارى متوفاى سال 737 هجرى .