تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
گرم سنگ را بر دارد . مقصود از اتفاق كار دسته جمعى عادى نيست ، بلكه كار در ضمن جمعيتى است كه به هيجان آمده در حال جنب و جوش مىخواهند كارى را انجام بدهند . توضيح اين مسئله را در شمارهء ذيل دقت فرماييد : 2 - خاصيت هيجان روانى در حركتهاى دسته جمعى چنين است كه قدرت انديشه پايين آمده و نيروى عضلانى تصاعد پيدا مىكند . گويى هر يك از افراد كه در آن جمعيت متحرك شركت كرده است به تنهايى همهء آن جمعيت است ، لذا نيروى آن جمعيت را در خود احساس مىكند ، ولى انديشه و تفكر كاملًا خاموش شده و پيرو حركت همان جمعيت است كه رهبر يا رهبرانى آن را به هيجان و حركت در آورده‌اند . بنا بر اين هر اتفاق و اتحادى هر اثرى را ايجاد نمىكند ، بلكه بايستى اتفاق كنندگان و هدف و شخصيت رهبر و مساعدت عوامل را هم به حساب آورد . 3 - با ملاحظهء واحدهاى فوق ( افراد اتفاق كننده ، شخصيت رهبر ، مساعدت عوامل ) مطلب روشن مىشود كه نمىتوان دو اتفاق نظر و حركت پيدا كرد كه نتيجهء كاملًا مشابهى را نمودار بسازند ، زيرا - تمام واحدهاى مزبور به حسب زمان و مكان مختلف و تأثيرات آنها نيز گوناگون مىباشد . 4 - آن چه كه تا كنون از تاريخ بشرى سراغ داريم اتفاقها و حركتهاى دسته جمعى از آن جهت كه از افراد معمولى صورت مىگرفته است غالباً جنبهء تخريبى داشته است نه جنبهء سازندگى ، اين مطلب دليل روشنى دارد و آن اين است كه اتفاق در حركت به دو نوع صورت مىگيرد : 1 - نوع ميكانيسمى . 2 - نوع هدف دار . اتفاق در حركت كه از نوع ميكانيسمى باشد در حقيقت بروز دادن عكس العمل در مقابل يك عمل جبرى است ، مانند اين كه نيرويى به چند عدد سنگ گرد وارد شود و آنها را در يك سمت به حركت در آورد . در جانداران مانند اين كه دسته‌اى از