هستند بيان نمايد . در بارهء ارتباط ستارگان با يكديگر اصطلاح مخصوصى در فرهنگ گذشتگان بوده است كه مىگفتند : قران سعدين ( ارتباط دو ستارهء سعد با يكديگر كه موجب اثر نيكو مىباشد ) ، قران نحسين ( ارتباط دو ستارهء نحس با يكديگر كه سبب به وجود آمدن اثر بد مىباشد ) اصطلاحات و تخيلات زيادى در اين باره وجود داشته است .
اما در ابيات فوق جلال الدين با نظر به مثالهايى كه مىآورد همان قانون ارتباط موجودات با يكديگر و آثار متولد از آن را باز گو مىكند و با نظر به بعضى از مطالب ديگر كه جلال الدين در مثنوى مطرح كرده است احتمال قوى مىرود كه مقصودش بيان يك مسئلهء معمولى بوده است نه اين كه واقعاً خود معتقد بوده است .
( ( 1101 ) ) قوت اندر فعل آيد ز اتفاق
چون قران ديو با اهل نفاق
اتفاق و اتحاد بالقوه ها را به فعليت مىرساند
اين هم يك اصل بسيار صحيح است كه جلال الدين متذكر مىشود و آن اين است كه اتفاق و اتحاد مىتواند رويدادهايى را كه هنوز در حالت هسته و ريشه هستند به فعليت برساند و بارور كند . در باره اتحاد و اتفاق مطالب فراوانى از نظر طبيعى و روانى و اجتماعى و سياسى و دينى وجود دارد كه تفصيل مشروح آنها احتياج به بررسىهاى فراوانى دارد ، ما در اين مورد به طور اختصار مسائلى را مطرح مىكنيم :
1 - اتفاق افراد انسانى در بارهء انجام كارى يا به دست آوردن هدفى موجب تصاعد شگفت انگيز نيرو مىباشد كه مىتوان گفت : اين تصاعدى است كه قانون و انضباط ندارد ، زيرا - فرض كنيم : نيروى يك فرد در حال انفراد به اين اندازه است كه مىتواند سنگى به وزن شصت كيلو گرم را بر دارد ، هنگامى كه اين فرد در ضمن جمعيتى تحريك شده كه به طور اتفاق كار مىكنند بخواهد سنگى بر دارد ، ممكن است هفتاد يا هشتاد ، بلكه صد كيلو