تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦

حسد بردن حشم بر آن بندهء خاص

( ( 1047 ) ) پادشاهى بنده‌اى را از كرم بر گزيده بود بر جملهء حشم ( ( 1048 ) ) جامگىّ او وظيفهء چل امير ده يك قدرش نديدى صد وزير ( ( 1049 ) ) از كمال طالع و اقبال و بخت او ايازى بود و شه محمود وقت ( ( 1050 ) ) روح او با روح شه در اصل خويش پيش از اين تن بود هم پيوند و خويش ( ( 1051 ) ) كار آن دارد كه پيش از اين تن بُدست بگذر از اينها كه نو حادث شدست ( ( 1052 ) ) چشم عارف راست گو نى احول است چشم او بر كشتهاى اول است ( ( 1054 ) ) آن چه آبست است شب جز آن نزاد حيله ها و مكرها با دست باد ( ( 1055 ) ) كى شود دل خوش به حيلتهاى كش ز انكه بيند حيلهء حق بر سرش ( ( 1056 ) ) او درون دام دامى مىنهد جان تو نه ز ان جهد نه زين جهد ( ( 1057 ) ) گر برويد ور بريزد صد گياه عاقبت بر رويد آن كشتهء إله ( ( 1058 ) ) كشت نو كارند بر كشت نخست اين دوم فانى است و آن اول درست ( ( 1059 ) ) تخم اول كامل و بگزيده است تخم ثانى فاسد و پوسيده است ( ( 1060 ) ) افكن اين تدبير خود را پيش دوست گر چه تدبيرت هم از تدبير اوست ( ( 1062 ) ) هر چه كارى از براى او به كار چون اسير دوستى اى دوستدار ( ( 1063 ) ) گرد نفس دزد و كار او مپيچ هر چه آن نى كار حق هيچ است هيچ ( ( 1064 ) ) پيش از آن كت روز دين پيدا شود نزد مالك دزد شب رسوا شود ( ( 1065 ) ) رخت دزديده به تدبير و فنش مانده روز داورى بر گردنش ( ( 1066 ) ) صد هزاران عقل با هم بر جهند تا به غير دام او دامى نهند ( ( 1067 ) ) دام خود را سختتر يابند و بس كى نمايد قوّتى با باد خس ور ندارى باور از من رو ببين در نُبى : و الله خير الماكرين
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 536 | محمد تقي جعفري