تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

ميدان فعاليتش جسم و جسمانيات است آن را نخواهد ديد ، با اين حال همين حقيقت لطيف از نظر اثر و خاصيت از هزاران تيشه و تيغ و تبر قوىتر است . باش تا روزى فرا رسد كه انديشه و خيال بدون حجاب پر و بال بگشايد ، آن گاه خواهى ديد كه چگونه كوه ها به صورت پنبهء حلاجى شده در آمده و چگونه همين زمين سرد و گرم نيست و نابود شده است ، در اين هنگام نه آسمانى خواهى ديد و نه ستاره‌اى ، آن چه كه براى تو واقعيت خواهد داشت ، تنها خداى حى و ودود خواهد بود . ( 1 ) « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه . » 28 : 88 ( 2 ) ( همهء اشياء نابود خواهد شد مگر وجه خداوندى ) اين افسانه ممكن است راست يا دروغ بوده باشد ، ولى به هر حال مىتواند آن چنان آموزنده باشد كه حقايق راست را درخشانتر نمايد .

هامش
( 1 ) در ابيات فوق دو احتمال مىرود : يكى همان است كه ظاهر ابيات مىرساند كه مقصود پيش از روز رستاخيز است ، كه همهء موجودات فانى مىشوند و اين فنا بستگى به مشيت خداوندى دارد كه در وجود ما به انديشه تشبيه شده است . احتمال دوم اين است كه مقصود ناچيز بودن تمام جهان ماديات در مقابل انديشه است ، به طورى كه هم مىتوان مطابق نظر ايده آليستى توضيح داد و هم مىتوان با مكتب رئاليسم تطبيق نمود ، اولى روشن است ، اما بنا به نظريهء دوم ، جلال الدين ماده و مادى را منكر نيست ، بلكه مىگويد : عظمت انديشه بالاتر از ماده است . .
( 2 ) سوره القصص ، آيهء 88 . .