پس بايد بدانيد كه صورت زيبا با خصلتهاى ناهنجار پشيزى ارزش ندارد و بالعكس ، اگر چه صورت ظاهرى انسان محقر و غير قابل پذيرش بوده باشد ، اگر خلق او نيكو باشد مىتوانى جان در راه او فدا كنى . تو انسانى ، تا كى مىخواهى با نقش سبو بازى كنى ؟ آخر از نقش سبو بگذر و خود سبو را هم ناديده بگير ، در پى آب باش كه حياتت وابستهء آن است . عاشق صورت مباش ، ( زود گذر و محدود است ) معنى را بجوى ، زيرا صور ظاهرى در معرض فنا و نابودى بوده ، ولى عالم معنى ابديت دارد . تو صورتى از اين جهان مىبينى و از معناى آن غافلى ، آرى : « يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَهُمْ عَنِ اَلآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ 30 : 7 . » ( 1 ) ( آنان فقط نمودى از زندگى دنيا را مىدانند ، ولى از آخرت [ پشت پردهء اين صورتها ] غفلت مىورزند ) . تو چرا به خود صدف كه جايگاه در است عشق مىورزى ، صدف را كنار بگذار و در گران بها را به دست بياور . اگر چه اين قالبهاى موجودات براى خود زندگى دارند ، ولى زندگانى آنها از درياى جان حيات خويش را كسب مىكنند . با اين حال هر صدفى گوهر ندارد ، براى به دست آوردن گوهر همهء صدفها را يك به يك بررسى كن و ببين در دل آنها چيست ؟ اگر تو مىخواهى به بزرگىهاى صورى متوجه شوى ، البته كوه هزاران بار از لعل بزرگتر است . همچنين دست و پاى و موها و ساير اعضايت صد برابر مردمك ديدهء تست ، اما تو مىدانى كه هيچ يك از آن اعضا مانند ديدهء تو داراى ارزش نمىباشد . كمى برويم بالاتر و به جهان مغز توجه كنيم ، يك انديشه مىتواند صد جهان را در يك دم سر نگون كند ، باز در وجود يك فرمانده بنگر او يك فرد است ، ولى صد هزاران افراد لشكر وابستهء فرمان او است ، چنان كه او نيز خود وابستهء يك انديشه مخفى در مغز مىباشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 533
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٣
هامش
( 1 ) سوره الروم ، آيهء 7 . .