تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

« ما لِهذَا اَلْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها . » 18 : 49 ( 1 ) ( اين چه گونه نوشته‌اى است كه هيچ كوچك و بزرگى را رها نكرده است ، مگر اين كه همهء آنها را محاسبه و ثبت نموده است ) . 2 - مىگويد : اگر كسى نتواند بپذيرد كه عين اعراض كه در عرصهء طبيعت نمودار گشته‌اند در روز رستاخيز پديدار شوند ، مىتواند قبول كند كه اعراض در اشكال و رنگهاى ديگرى مىتوانند بروز كنند ، ولى به نظر مىرسد كه به قول خواجه نصير الدين طوسى مىتوان گفت : هيچ مانع عقلى از جلوهء دومين اعراض در روز رستاخيز وجود ندارد ، زيرا : « حكم المتماثلين واحد » . ( حكم دو مثل يكى است ) . اگر فرض كنيم كه وجود اعراض در روز رستاخيز مثل و همانند همين اعراض است كه در قلمرو طبيعت بوده است ، مانعى نخواهد داشت ، زيرا - قانون تماثل در متماثلين مىگويد : « اگر دو چيز همانند يكديگر باشند هر حكمى كه يكى از آن دو داشته باشد همان حكم را ديگرى هم خواهد داشت » . به وجود آمدن اين اعراض و پديده ها در همين صفحهء هستى امكان داشته است كه به وجود آمده است ، پس بايستى به وجود آمدن آنها را در آن صفحهء هستى نيز امكان داشته باشد . مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه مسئلهء ( اين صفحهء هستى ) و ( آن صفحهء هستى ) براى ما و از ديدگاه ما مطرح است ، نه براى خدا كه همه صفحات هستى مانند يك نقطه از مشيت براى او مطرح مىباشد . 3 - اعراض و نتايج همين اعراض را در روز رستاخيز خواهيم ديد . خداوند در آيهء شريفه مىفرمايد : « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى . » 53 : 39 - 40 ( 2 )

هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 49 . .
( 2 ) سوره النجم ، آيهء 39 . .