تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
به حال خود باقى خواهد بود و اگر تحولى در جوهر يا ( صورت نوعيه ) صورت بگيرد ، بدون ترديد عرض هم تغيير خواهد يافت ، ولى اين عرض به جوهر ديگر منتقل نمىگردد ، بلكه خود آن جوهر يا ( صورت نوعيه ) براى خود تشخصى دارد كه ممكن است مشابه تشخص جوهر ديگرى بوده باشد . مىتوان گفت : خلاصهء استدلال آنان همين بوده است . جلال الدين اين استدلال و مدعا را هم مردود مىشناسد . ولى براى منظورى كه جلال الدين دارد اين مدعا و استدلال خللى وارد نمىسازد ، زيرا - خواه بگوئيم : اعراض قابل انتقال هستند يا نه ، منظور جلال الدين كه ثبات اعراض و دخالت آنها در جواهر است قابل اثبات مىباشد . بلى اگر نيست و نابود شدن اعراض كه در مسئلهء اول مطرح كرديم ثابت شود ، منظور جلال الدين مردود خواهد گشت .

3 - آيا عرض مىتواند جوهر را تغيير بدهد ؟

براى اثبات اين مسئله كه اعراض مىتوانند جوهرها را تغيير بدهند ، مثالهايى مىزند كه بدين قرار است : 1 - زراعت كه عمل انسانى است ( شخم كردن زمين ، آبيارى كردن ، دانه پاشيدن ) چون عمل است ، لذا از نوع اعراض است و همين اعراض گندم را توليد مىكنند كه جوهر است 0 2 - دوايى كه بر مو مىزنند ، مو را پيچ پيچ كرده وضع آن را عوض مىكند . در اين مثال بايستى تأمل كرد ، زيرا ، دارو خود از اجسام طبيعى است وانگهى شكل پيچيدهء مو از اعراض است . ممكن است مقصود جلال الدين از به كار بردن دوا و مقصود از سلسلهء مو به وجود آمدن موى سر بوده باشد . 3 - هم خوابگى با زن از جملهء حركات است كه از مقولهء عرض مىباشد ، ولى نتيجهء