تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
ابديت وارد شده و به پيشگاه الهى عرضه شود ، يك شرط لازم و كافى دارد و آن اين است كه آن عمل آگاهانه و وابسته به خدا انجام بگيرد . هنگامى كه جان آدمى منشا صدور كار مىگردد ، در حقيقت مانند اين است كه آن كار به وسيلهء شعاع نور الهى صورت گرفته است و براى شعاع نور الهى فنايى وجود ندارد .
( ( 906 ) ) آن خدايى كه فرستاد انبيا نى به حاجت بل به فضل كبريا

آيا فرستادن پيامبران براى خدا واجب است يا مربوط به فضل و احسان او است ؟

اين مسئله كه آيا فرستادن پيامبران و ساير حجتها براى ارشاد مردم به خدا واجب است يا واجب نيست - مورد بحث عميق ميان متكلمين فرق مختلفهء اسلام قرار گرفته است . گروهى لزوم فرستادن پيامبران را به عدالت خداوندى مستند ساخته‌اند و گروهى ديگر مىگويند : مربوط به قاعدهء لطف است و چنان كه عدالت براى خداوند لازم است لطف نيز براى او واجب است . گروه ديگر كه پيروان اشاعره مىباشند ، مىگويند : نه عدالت به آن معنا كه براى ما مطرح است بر خدا لازم است و نه لطف ، بلكه خداوند به هر كارى كه انجام مىدهد خود توانا و اختيار در دست خود او مىباشد . براى توضيح مشروح اين مسئله مجبوريم سه قاعدهء عدل و لطف و اصلح را توضيح و از نظر فرق مختلف مسلمين مورد بررسى قرار بدهيم و اين نكته را قبلًا متذكر مىشويم كه مباحث مربوط به سه قاعده كه در اين جا مطرح مىكنيم تقريباً با روش
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 471 | محمد تقي جعفري