دچار مىسازد ، هر يك از اين نمودها سر تا سر شخصيت او را فرا گرفته و نمىگذارد شخصيت براى خود در مقابل آن نمودها موجوديتى نشان بدهد ، در صورتى كه براى اشخاص رشد يافته اين نمودها قابل هضم بوده و مىتواند خود را بسازند .
( ( 699 ) ) بردهاى از خويش و پيوند و سرشت
كردهاى در چشم او هر خوب زشت
پديده هاى جهان هستى براى اشخاص فوق معمولى دگرگون مىگردد
چنان كه اشاره كرديم در اين موقع انسان پديده هاى جهان طبيعى و انسانى را دگرگون مىبيند . چه بسا زشتىها كه براى او زيبا مىنمايد و چه بسا زيبايىها كه براى او زشت و ناهنجار نمودار مىگردد . درست است كه جلال الدين مىگويد : « كردهاى در چشم او هر خوب زشت « و اين ظاهر در اين است كه تنها خوبها را زشت مىسازد ، در صورتى كه با اصلى كه جلال الدين در صدد بيان آن است عكس قضيهء فوق هم صحيح است ، يعنى هر زشتى هم خوب مىنمايد و ممكن است در مصرع مزبور يك حرف » و « بوده است به اين شكل : « كردهاى در چشم او هر خوب و زشت « در اين صورت معناى مصرع چنين است كه هر گونه خوبىها و زشتىهاى واقعى را به ديدگان او نمودار ساختهاى . آن نيكويىها و زشتىها كه براى مردم معمولى طور ديگر مطرح مىگردند .