تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
هنگامى كه با پديده هاى خارجى تماس مىگيريم ، اندوخته هاى درونى شروع به فعاليت نموده زشت و زيبايى و نظم و بىنظمى آن پديده ها را براى ما نمودار مىسازد . اما بايستى گامى هم از اين فراتر بگذاريم ، در اين موقع خواهيم ديد كه در عين حال كه ما به وسيلهء اندوخته هاى درونى و فعاليتهاى حسى مفاهيمى را براى خويش مىسازيم ، دو اصل بسيار مهم وجود دارد كه در فطرت ما يا به قول كانت : « دو اصل پيش از تجربه « كه مورد بهره بردارى ما قرار مىگيرند از قبيل دريافت هندسهء الهى هستى و جمال مطلق در پشت پردهء صورتها و اشكال گوناگون زود گذر جلوه مىكنند ، و بدون دريافت هندسهء الهى و جمال مطلق تاريخ تمدن بشرى شايستگى و توانايى اين همه امتداد و جزر و مدها را نداشته است . آرى مىتوان به نامحسوس عشق ورزيد ، بلكه اگر بخواهيم به يك موضوع عشق حقيقى داشته باشيم مجبوريم در بارهء آن موضوع از نظر انديشه هاى منطقى كه موضوع را براى ما همه جانبه آشكار بسازد توجهى داشته باشيم و هنگامى كه اين انديشهء همه جانبه شروع شود ، خواهيم ديد كه اين موضوعات محدود بدون ارتباط آنها به جمال مطلق شايستگى عشق ورزى حقيقى را نخواهد داشت ، بلكه تمايلات ما محبتهاى زود گذرى هستند كه با انگيزه هايى مىآيند و با انگيزه هاى مخالف هم از بين مىروند .