زيرا در درون مردان الهى جهانى از روحانيت گسترده مىشود كه خود زير بناى جهان هستى را نشان مىدهد ، آن زير بنا كه براى آن فنا و نابودى مفهومى ندارد .
لذا چون سطح عميق شخصيت ( روح ) انسانى از معرض حركت و كم و كيف و ساير خواص كون و فساد بر كنار مىگردد ، فنائى هم براى آن تصور نمىشود .
آيا اگر رو به خدا برويد هر گونه وسايل مىتواند شما را به او برساند ؟
اين يك بحث مهمى است كه آيا در مورد توجه و گرايش به خدا تمام كارها و حركات انسانى از هر مقوله كه بوده باشد مىتواند موجب رهسپار شدن انسان بسوى او بوده باشد ؟ اين مطلب احتياج به توضيح و تحليل بيشترى دارد كه ما ذيلًا آن را بيان مىكنيم : هيچ جاى ترديد نيست كه دستوراتى را كه خداوند متعال بوسيلهء پيشوايان خارجى يا بوسيلهء عقل و وجدان كه پيغمبران باطنىاند ، براى بشر صادر و ابلاغ فرموده است ، داراى مصالح يا وسيلهء دور كردن از مفاسد زندگانى مادى و معنوى مىباشد . اذكار و افعال ما در حالت نماز داراى مصالحى است كه نمىتوان با غير آنها آن مصالح را بدست آورد . يا بنا بنظريهء بعضى از متكلمين و فقهاى اسلامى اين اوامر و نواهى مصلحتى در خود دارند كه بايستى مطابق آنها رفتار كرد ، اگر چه خود موضوعى كه مورد امر يا نهى قرار گرفته است مصلحتى نداشته باشد ، اما با اين حال براى حفظ قانون و تنظيم فعاليت روانى كه مبادا به جهت اشتباهات و تن پرورى باهمال و مسامحه كارى گرائيده ، در نتيجه خود تقرب الى الله از بين برود كارها و اذكار معينى را تحت دستور قرار داده ، تعدى از آنها را با وجود توانايى و اختيار مجاز نشمرده است .
البته مسلم است كه تمام اين قوانين و دستورات براى پيش برد زندگانى همه جانبهء انسانى بوده ، سود آنها به خود او عايد مىشود .
اكنون اين مسئله پيش مىآيد كه اگر تقرب به خداوند كه هدف تمام عبادات است با وسايلى امكان پذير بوده باشد كه آن وسايل از نظر قانون دينى مجاز شمرده نشده