تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
است ، آيا چنين تقربى ممنوع است ؟ مىگوييم گمان نمىرود كسى چنين مطلبى را به طور مطلق ادعا كند - زيرا اگر فرض كرديم كه كسى به جهت اختلال روانى چنين گمان كرد كه مىتواند با سلب آزادى از مردم به خدا نزديك شود ، يا با كشتن انسان رهسپار كوى خدا شود چنين عبادتى هيچ گونه ارزش نخواهد داشت ، زيرا فرض اين است كه اين كار را در حال عدم اعتدال روانى انجام داده است و خود آن وسيله هم ممنوع بوده است . به عبارت روشنتر دستگاه خداوندى از مكتب ماكياولى تبعيت نمىكند كه بگويد : هدف نهايى وصول به من است و با هر راهى كه باشد ممنوع نخواهد بود . زيرا اگر خداوند احياى مادى و معنوى انسانها را وسيلهء تقرب به خود معرفى كرد ، معلوم مىشود كه احياى مادى و معنوى انسانها رابطه‌اى شبيه به رابطهء عليت با تقرب به درگاه او دارد . آيا با اين فرض ما مىتوانيم با كشتن مادى يا معنوى انسانها به همان هدف برسيم ؟ بلى مطلبى كه در اين مورد بايستى مورد محاسبه قرار بگيرد اين است كه هم از نظر عقلى و هم از نظر روايات معتبره اين يك اصل است كه تمام ارزش عبادات در چگونگى نيتى است كه موجب صدور آن عبادت مىگردد ، به همين جهت اگر كسى يك فرد را با قطع به اين كه او مثلًا راه زن و مزاحم افراد است بكشد ، ولى بعداً معلوم شود كه دوست گرامى او و محفوظ الدم بوده است ، هيچ يك از عقلاى ملل چنين شخص را ملامت نخواهند كرد ، بلكه او را تشويق مىكنند كه مطابق نيت پاك خود به كارى اقدام كرده است ، اگر چه آن كار خلاف واقع بوده است . مگر در تشخيص مورد مسامحه كرده باشد . اين اصل كاملًا صحيح است و با مطلبى كه قبلًا اشاره كرديم يعنى با مدلول روايات معتبره كه مىگويد : « لا يطاع الله من حيث يعصى » ( خداوند با وسيله معصيت پرستش نمىگردد ، منافاتى ندارد . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 93 | محمد تقي جعفري