( ( 2101 ) ) آن جهان و راهش ار پيدا بدى
كم كسى يك لحظه در اينجا بدى
اندازه و ارزش اين جهان در مقابل جهان پشت پرده
جلال الدين در ابيات آينده به ناچيز بودن اين جهان استدلالى خواهد كرد كه به قرار ذيل است و مىگويد :
باز هستى جهان حس و رنگ
تنگتر آمد كه زندانيست تنگ
علت تنگى است تركيب و عدد
جانب تركيب حسها مىكشد
و ما در موقع تفسير ابيات فوق توضيح بيشترى در اين باره خواهيم داد .
در اين مبحث مىخواهيم به اين مطلب اشاره كنيم كه امتداد و كشش و قابل شمارش بودن كه خاصيت غير قابل تفكيك اين جهان طبيعت است در جهان پشت پرده كه جهان روحانى است ، نه كوچكترين ارزش را دارد و نه از نظر عظمت قابل مقايسه با روى پرده مىباشد و ما در همين كتاب بارها به عظمت جهان ناخود آگاه توجه كرده و گفتيم كه چنان كه صفحهء خود آگاه انسانى در مقابل سطح ناخود آگاه روانى هيچ قابل مقايسه نمىباشد ، همچنين است اين جهان مادى در مقابل جهان ملكوتى كه ما وراى اين جهان است .
ميخانه اگر ساقى صاحب نظرى داشت
مىخوارى و مستى ره و رسم دگرى داشت
پيمانه نمىداد به پيمان شكنان باز
ساقى اگر از حالت مجلس خبرى داشت
يك لحظه بر اين بام بلا خيز نمىماند
اين مرغ دل افسرده اگر بال و پرى داشت
تفسير ابيات
آن مطربى كه جهان را آواز او پر از طرب ساختى و خيالات شگفت انگيز را بر شورانيدى و مرغ دل از نواى آن بال و پر گرفتى ، هوش جان در حيرت فرو رفتى ، هنگامى كه روزگار پيريش در رسيد شاهين جان او قدرت دفاع جان را در مقابل يك پشه از دست داد ، نه فقط او ياراى مبارزه با پشه را از دست داده بود بلكه اگر پيل