تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
( ( 2101 ) ) آن جهان و راهش ار پيدا بدى كم كسى يك لحظه در اينجا بدى

اندازه و ارزش اين جهان در مقابل جهان پشت پرده

جلال الدين در ابيات آينده به ناچيز بودن اين جهان استدلالى خواهد كرد كه به قرار ذيل است و مىگويد :
باز هستى جهان حس و رنگ تنگتر آمد كه زندانيست تنگ علت تنگى است تركيب و عدد جانب تركيب حسها مىكشد
و ما در موقع تفسير ابيات فوق توضيح بيشترى در اين باره خواهيم داد . در اين مبحث مىخواهيم به اين مطلب اشاره كنيم كه امتداد و كشش و قابل شمارش بودن كه خاصيت غير قابل تفكيك اين جهان طبيعت است در جهان پشت پرده كه جهان روحانى است ، نه كوچكترين ارزش را دارد و نه از نظر عظمت قابل مقايسه با روى پرده مىباشد و ما در همين كتاب بارها به عظمت جهان ناخود آگاه توجه كرده و گفتيم كه چنان كه صفحهء خود آگاه انسانى در مقابل سطح ناخود آگاه روانى هيچ قابل مقايسه نمىباشد ، همچنين است اين جهان مادى در مقابل جهان ملكوتى كه ما وراى اين جهان است .
ميخانه اگر ساقى صاحب نظرى داشت مىخوارى و مستى ره و رسم دگرى داشت پيمانه نمىداد به پيمان شكنان باز ساقى اگر از حالت مجلس خبرى داشت يك لحظه بر اين بام بلا خيز نمىماند اين مرغ دل افسرده اگر بال و پرى داشت

تفسير ابيات

آن مطربى كه جهان را آواز او پر از طرب ساختى و خيالات شگفت انگيز را بر شورانيدى و مرغ دل از نواى آن بال و پر گرفتى ، هوش جان در حيرت فرو رفتى ، هنگامى كه روزگار پيريش در رسيد شاهين جان او قدرت دفاع جان را در مقابل يك پشه از دست داد ، نه فقط او ياراى مبارزه با پشه را از دست داده بود بلكه اگر پيل