تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
اين مطلب يك ملاحظهء سطحى در حساس مسئلهء انسانى است كه ناشى از قناعت ورزيدن به زيبايى معلول است ، در صورتى كه اگر علت را در نظر بگيريم هم اساسىتر خواهد بود و هم دقيقتر و زيباتر زيرا كشتن يك انسان براى زنده ماندن يك انسان ديگر كه مانند يك حيوان درنده تنها خود را مىبيند و شهوات خود را مىپرستد و اگر قدرت پيدا كند يكه تاز ميدان تنازع در بقا خواهد بود ، موافق كدامين منطق سليم است ؟ در صورتى كه اگر بگوييم : جنگ و پيكار شما در راه خدا باشد ، در حقيقت تصديق كرده‌ايم كه بايستى كوشش و مجاهدت ما در بارهء انسانها ناشى از اصل ارتباط انسانها با خدا باشد كه محصول كارگاه او هستند و شعاعى از آفتاب عظمت الهى را دارا مىباشند . خلاصه ، تا كنون هيچ استدلال منطقى نتوانسته است صريحاً اثبات كند كه خدمت به انسانها در هر شكل و كيفيت بدون اسناد انسانها به خدا ريشه عميقى داشته باشد .
( ( 3789 ) ) شير حقم نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گوا

بايستى كردار خارجى ما حقيقى بودن گرايش بدين را نشان بدهد

در آيات و روايات معتبر تاكيد زيادى روى اين قضيه شده است كه اگر علاقهء دينى و گرايش به مذهب در درون انسان واقعيت داشته باشد ، در كردار او نمايان خواهد گشت . ادعا و سخنان زيبا نمىتوانند واقعيت قلبى انسان را در بارهء دين آشكار بسازند اين اصل به پديدهء دين هم منحصر نيست ، زيرا - كسى كه ادعاى محبت يا عشق به فرد ديگرى داشته باشد هيچ منطقى براى اثبات آن ادعا به مجرد سخنگويى قناعت نمىورزد منطق به ما گفته است : هيچ مدعايى با تكرار آن اثبات نمىشود . بايستى عمل خارجى