طبيعى يك قضيهء صحيح و واقعى است ولى در عين حال متوجه باشيم به يكى از دو حقيقت :
1 - اين قضيهء مفروضه درست است ولى با نظر به واقعيت جهان كه مستند به خداست قضيهء مفروضه از نظر مقدمه صحيح نيست ، يعنى در آن واقعيت گمان مبر كه همهء حقايق عبارت است = 2 × 2 تا نتيجه آن 4 شود ، بلكه در آن واقعيت = 2 × 3 هم داريم كه نتيجهء آن 6 خواهد بود .
2 - بگوييم كه انتزاع عداد 2 و علامت مربوط به اين زندگانى و خواص كمى آن است و اما با نظر به جهانى كه در آن جا كميت حكمفرما نيست اصلا عدد 2 و بدين گونه كه در اينجا ديده مىشود در آن جا مطرح نيست .
نبايستى بپنداريم كه اين فرض كاملًا مخالف واقع است « زيرا - چگونه مىتوان از اين قضيهء رياضى دست برداشت » ؟ اگر ما در اعماق روح انسانى غوطه ور شويم و به اصطلاح به جريانات و واحدهاى ناخود آگاه درست دقت كنيم خواهيم ديد ما در آن قلمرو همواره با يكى از اين دو طريق كه گفتيم روبه رو هستيم يا = 2 × 2 وجود ندارد و يا جريانات ناخود آگاه منحصر در = 2 × 2 نمىباشد .
براى توضيح اين مطلب عبارتى از مجلهء روان پزشكى كه بسيار محققانه و عالمانه نوشته شده است نقل مىكنيم :
« شايد بتوان گفت علت موفقيت چشم گير اين نوع شيوهء درمانى خاص ( شيوهء درمانى شعر ) اين است كه اين روش جديد تنها نوعى گروه درمانى مىباشد كه در آن نه تنها شركت كنندگان ( البته منظور بيماران نوروتيك است ) تمايلى بپوشيدن چهرهء واقعى خود ندارند و از نشان دادن دنياى ناخود آگاه خود نهراسيده و شرمگين نمىباشند ، بلكه به طور فعال با ماسك هنرمند زدن بر چهرهء خويش باز دارنده هاى درونى خود را ناديده گرفته و پلى به سوى آزادى و آرامش بيشتر مىآفرينند .
منطق حيات كه هميشه مىكوشد به انسان بقبولاند 4 2 2 است نمىتواند با موفقيت در تمام 24 ساعت شبانه روز به انسان تحميل گردد . دنياى تخيل بىشك مىتواند در هر قرن و در هر قارهاى پناهگاهى براى انسان باشد . خوشبينى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 752
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥٢