به طور فطرى احساس مىكنيد كه اين جهان نمىتواند خود به خود به وجود آمده باشد ، اين توجيه فطرى را به اين قرار شرح كرد كه فطرت انسانها با توجه به حركت و عدم استقلال ذاتى موجودات نمىتواند اين جهان را قديمى فرض نموده و آن را از موجود برتر بىنياز بداند .
مىگويد : منكرين حدوث عالم چشمان خود را عمداً مىپوشند ، آنان نمىخواهند موجودات جهان را به طور حقيقى مورد نظر قرار بدهند ، آنان به چند عدد موجود كه با آنها سر و كار دارند مشغولند و نمىخواهند اين مسئله را به خود مطرح نمايند كه اين موجودات پا در هوا و اين موجودات كه سرتاسر به همديگر نيازمند هستند ، چگونه به وجود آمدهاند ؟ در حقيقت جلال الدين در بارهء اثبات حدوث عالم بحث نمىكند ، بلكه مىگويد :
( ( 2025 ) ) خويشتن مشغول مىسازند و غرق
چشم مىدوزند از لمعان برق
مانند اين است كه مىگويد : اين مسئله را با روش فلسفى معمولى مطرح نمىكنم ، من مىگويم : اگر خود را منحرف نسازى ، دست روى ديده گان نگذارى ، لمعان برق خدايى را خواهى ديد . نزديك به اين توجيه و تنبيه را در احتجاج طبرسى نقل مىكند . ( 1 )
تفسير ابيات
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم روزى با جنازهء يكى از صحابه به قبرستان رفت . جنازه را در زير خاك برد . اگر چه در ظاهر آن مرد زير خاك سياه رفت ، ولى در حقيقت روح او مانند دانه هايى كه در زير خاك براى روييدن كاشته مىشود ، براى زنده شدن نهاده شد . اين درختان را مىبينيد كه سر از خاك بيرون كردهاند و دستها به سوى بالا بردهاند صدها اشارت براى مردم مىكنند .
هامش
( 1 ) هنگامى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم با منكرين خدا روبرو شد فرمود : « شما چه ادعا مىكنيد ؟ گفتند ما مىگوييم : جهان قديم است و خدايى ندارد » فرمود : « اگر دنيا حادث بود چگونه بود ؟ آيا شكل ديگرى غير از اين داشت كه مىبينيم ؟ » . .