اين مسئله و نظريات روى گروهى از شواهد علمى بيان مىشود كه مىخواهد عمر جهان را تعيين نمايد .
امروزه شما مىتوانيد صراحتاً از قهرمانان علم و انديشه بشنويد كه مىگويند : مفهوم ازلى بودن جهان به جايى رانده شده است كه ديگر باز گشت ندارد ، مخصوصاً از تئورى آبه لومتر به اين طرف كه از گسترش كهكشانها نتيجه مىشود ، ديگر مجموع جهان به هيچ وجه ازلى و قديم نخواهد بود .
ما جملات مربوط به اين مسئله را تفصيلًا نقل نمىكنيم و اگر مطالعه كنندگان محترم بخواهند مقدارى از آنها را مطالعه فرمايند به كتابهاى هيئت جديد مراجعه فرمايند .
خلاصه محدوديت و حدوث عالم از نظر علمى و فلسفى اعتقاد اكثريت متفكرين و انديشمندان مىباشد .
نكتهاى كه در اين مبحث قابل توجه است اين است كه هيچ متفكرى تا كنون نگفته است كه من قديمى بودن جهان را با چشم خود ديدهام ، يا با يك دليل رياضى اثبات مىكنم كه جهان قديم است ، بلكه ادعاى قديم بودن جهان از تصور كشش زمان سرچشمه مىگيرد كه در ذهن همهء انسانها وجود دارد . زيرا ذهن انسان به جهت خاصيت تجريدى كه دارد ، نمىتواند از انتزاع و تجريد دست بر دارد ، مانند اعداد كه هرگز در يك عدد متوقف نمىشود ، لذا مىگويد عدد بىنهايت است ، همچنين امتداد زمان نيز از فعاليت ذهنى ما حاصل مىشود . نقاط و لحظات در امتداد زمان به منزلهء همان واحدهاى عددى است چنان كه واحدهاى عدد ساختهء ذهن ما بوده ، از معدود واقعى فيزيكى خبر نمىدهد ، همچنان نقطه ها و لحظات زمان كه پى در پى با يك پيوستگى كامل در ذهن ما نمودار مىشوند از واقعيت جهان طبيعى نمىتوانند خبر بدهند .
يك مطلب هم جلال الدين در ابيات مورد تفسير در باره حدوث عالم پيش كشيده است كه توجه به آن هم خيلى مفيد خواهد بود .
او مىگويد : اگر شما به درون خود توجه عميقى داشته باشيد خواهيد ديد كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 69
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٩