تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
( ( 3763 ) ) چون تو بابى آن مدينه علم را چون شعاعى آفتاب حلم را ( ( 3764 ) ) باز باش اى باب بر جوياى باب تا رسد از تو قشور اندر لباب ( ( 3765 ) ) باز باش اى باب رحمت تا ابد بارگاه ما له كفواً احد ( ( 3766 ) ) هر هوا و ذره‌اى خود منظرى است ناگشاده كى گود آن جا درىاست ( ( 3767 ) ) تا بنگشايد درى را ديدبان در درون هرگز نگنجد اين گمان ( ( 3768 ) ) چون گشاده شد درى حيران شود مرغ اميد و طمع پران شود ( ( 3769 ) ) غافلى ناگه به ويران گنج يافت سوى هر ويرانه ز ان پس مىشتافت ( ( 3770 ) ) تا ز درويشى نيابى تو گهر كى گهر جويى ز درويشى دگر ( ( 3771 ) ) سالها گر ظن دود با پاى خويش نگذرد ز اشكاف بينىهاى خويش ( ( 3772 ) ) تا ببينى نايدت از غيب بو غير بينى هيچ مىبينى ؟ بگو

آيه

« قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ . قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَبَيْنَ اَلْقَوْمِ اَلْفاسِقِينَ . قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي اَلأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى اَلْقَوْمِ اَلْفاسِقِينَ . » 5 : 24 - 26 ( 1 ) ( بنى اسرائيل گفتند : اى موسى ، مادامى كه در سرزمين مقدس اشخاص ستمكار وجود دارند ، ما وارد ارض مقدس نخواهيم شد ، تو برو با همراه خدايت با آنها پيكار كن ما در همين جا نشسته‌ايم . موسى گفت خداوندا ، من غير از خود و برادرم كس ديگرى را در اختيار ندارم ، ميان ما و گروه تبه كار جدايى بينداز . خدا فرمود زمين مقدس براى آنها چهل سال حرام شد ، آنان چهل سال در روى زمين گم خواهند گشت ، تو هيچ تاسفى بگروه تبه كاران مخور ) . « وَظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ اَلْغَمامَ وَأَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ اَلْمَنَّ وَاَلسَّلْوى . » 2 : 57 ( 2 )

هامش
( 1 ) سوره المائدة ، آيهء 24 و 25 و 26 . .
( 2 ) سوره البقرة ، آيهء 57 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 716 | محمد تقي جعفري