تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
در تأييد اين مضمون آيات و روايات فراوانى وجود دارد كه با كوچكترين تتبع مىتوان به اين نتيجه رسيد كه در مكتب دين مقدس اسلام ، مسئلهء تنظيم اقتصاد و محاسبهء دقيق در مسائل اقتصادى يكى از عناصر اساسى اسلام محسوب شده است .

تفسير ابيات

در دوران عمر آتش به شهر افتاد ، آتشى كه سنگها را مانند چوب خشك مىسوزاند . ساختمانها و بناها و لانه هاى پرندگان و بالهاى آنها را شعله ور ساخت ، آتش آن چنان تند و تيز بود كه نيم شهر آتش گرفته ، آب هم از ترسش نمىتوانست در آن كارگر شود زيرا - همين كه به نزديكى آن آتش مىرسيد خود آب مىشكفت . هر چه كه مشكهاى آب و سركه ها را ريختند اثرى نكرد و به جاى اين كه خاموش شود ، شعله هاى آن بيشتر زبانه كشيد آرى اين آتش خاموش نمىشد ، چون از غيب براى او مدد مىرسيد ، مردم ناچار پيش عمر آمده علت آن را پرسيدند ، عمر گفت اين آتش چيزى نيست مگر شعله‌اى از بخل و لئامت شما . آب ريختن به روى آتش را كنار بگذاريد و بنان دادن به بىنوايان بپردازيد . مردم گفتند ما بخل نمىورزيم ما همواره احسان مىكنيم . عمر گفت شما هرگز به روى بىنوايان درى براى خدا نگشاده‌ايد ، بلكه هميشه براى افتخار و مباهات و شهرت پرستى و ناز و منت بخشش عطا كرده‌ايد ، شما بايستى عطاى خود را تنها خالصا لوجه الله انجام بدهيد . شما مگر نمىدانيد دو چيز براى عطا شرط است يكى اين كه نبايستى مال را به غير اهلش عطا كنيد زيرا مانند اين است كه تيغ به دست زنگى مست مىدهيد ، دوم بايستى با نيت پاك و براى خدا احسان كنيد . شما مستحقين واقعى را بشناسيد و تظاهر كنندگان به دين و ايمان را با يك نظر نگاه نكنيد همواره با اهل حق بنشينيد . كسى كه روى قوميت و تعصب نژادى نيكو كارى كند مانند آن مرد احمق است كه از روى تعصب خدمت مىكند و گمان مىكند كه كارى كرده است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 713 | محمد تقي جعفري