( به آنان بگو من بشرى مانند شما هستم چيزى كه هست اين است كه به من وحى مىشود كه به شما ابلاغ كنم كه خداى شما يكيست ، هر كس اميد ملاقات خداوندى را دارد عمل نيكو انجام بدهد و در پرستش خداوندى كسى را شريك او قرار ندهد ) . « اَلرَّحْمنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوى . » 20 : 5 ( 1 ) ( خداوند بر عرش مستولى است ) . « وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ . » 36 : 32 ( 2 ) ( هيچ چيزى وجود ندارد يا هنوز ( به وجود نيامده است ) مگر در پيش ما حاضراند ) . « قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اِثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اِثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا 40 : 11 . . . » ( 3 ) ( اى پروردگار ما دو بار ما را ميراندى و دو بار ما را زنده گردانيدى ، ما به گناهان خود اعتراف كرديم ) . به نظر مىرسد كه مقصود جلال الدين از جملهء » احييتنا « خصوص اين آيه نبوده باشد ، زيرا - اين آيه مربوط بروز قيامت است و سخن جلال الدين در بيدارى بامدادى است كه پس از خواب شبانگاهى حاصل مىشود ، بنا بر اين هر روز ميراندن و زنده كردن وجود دارد و منحصر به روز مخصوصى نيست . لذا مىتوان گفت منظور جلال الدين از زنده كردن در بيت فوق در مقابل خواب است كه برادر مرگ معرفى شده است : « النوم اخ الموت » . ( خواب برادر مرگ است ) . « وَقالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَرُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً ؟ « 17 : 49 ( 4 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 693
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٩٣
هامش
( 1 ) سوره طه ، آيهء 5 . .
( 2 ) سوره يس ، آيهء 32 . .
( 3 ) سوره غافر ، آيهء 1 . .
( 4 ) سوره الإسراء ، آيهء 49 . .