تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
( ( 3662 ) ) ز ان ضعيفم تا تو تابى آورى كه نه مرد آفتاب انورى

نسبيت دلايل با در نظر گرفتن اختلاف نفوس از لطف خدايى است

از آن جهت كه نفوس انسانها در راهيابى به حقايق بسيار گوناگون است ، بعضى از آنها ضعيف و بعضى ديگر نيرومند است و ميان اين دو حد مراتب بسيار متفاوت وجود دارد ، لذا خداوند مهربان براى هر انسانى مطابق نيرويى كه دارد دليل و راهنمايى قرار داده است : « لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها 2 : 286 . . . » ( 1 ) ( خداوند هيچ كس را به بيش از قدرتى كه دارد مكلف نمىسازد ) . مىتوان گفت : امكان دريافت حقايق در هر حال براى انسانها با طرق مختلف يكى از بزرگترين عنايات خداوندى است ، زيرا روح انسانى را آن طور نساخته است كه در حد معينى فقط بتواند با حقايق آشنايى پيدا كند ، بلكه روح در هر حال بخواهد با حقيقتى تماس بگيرد ، حد اقل در صدد بر آمدن روح براى تماس با حقيقت خود گامى از وصول به حقيقت شمرده مىشود . ما اين اصل را در مسائل فلسفى به » طرق شخصى « معرفى كرده‌ايم . به توضيح اين كه همواره براى وصول به حقايق يك عده طرق نوعى وجود دارد كه بايستى انديشه و تفكرات انسانى به حد معينى از رشد برسد ، تا بتواند از آن طرق استفاده كند ، مانند طريق نظم عالم براى اثبات خدا . اين راه را كسى مىتواند بپيمايد كه معناى قانون و نظم و رابطه و ساير مفاهيم مربوط را درك كند و براى كسى كه اين مفاهيم مطرح نيست درك نظم و سيستم جهان به كلى نامفهوم خواهد بود .

هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 86 . .