نسبيت دلايل با در نظر گرفتن اختلاف نفوس از لطف خدايى است
از آن جهت كه نفوس انسانها در راهيابى به حقايق بسيار گوناگون است ، بعضى از آنها ضعيف و بعضى ديگر نيرومند است و ميان اين دو حد مراتب بسيار متفاوت وجود دارد ، لذا خداوند مهربان براى هر انسانى مطابق نيرويى كه دارد دليل و راهنمايى قرار داده است : « لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها 2 : 286 . . . » ( 1 ) ( خداوند هيچ كس را به بيش از قدرتى كه دارد مكلف نمىسازد ) . مىتوان گفت : امكان دريافت حقايق در هر حال براى انسانها با طرق مختلف يكى از بزرگترين عنايات خداوندى است ، زيرا روح انسانى را آن طور نساخته است كه در حد معينى فقط بتواند با حقايق آشنايى پيدا كند ، بلكه روح در هر حال بخواهد با حقيقتى تماس بگيرد ، حد اقل در صدد بر آمدن روح براى تماس با حقيقت خود گامى از وصول به حقيقت شمرده مىشود . ما اين اصل را در مسائل فلسفى به » طرق شخصى « معرفى كردهايم . به توضيح اين كه همواره براى وصول به حقايق يك عده طرق نوعى وجود دارد كه بايستى انديشه و تفكرات انسانى به حد معينى از رشد برسد ، تا بتواند از آن طرق استفاده كند ، مانند طريق نظم عالم براى اثبات خدا . اين راه را كسى مىتواند بپيمايد كه معناى قانون و نظم و رابطه و ساير مفاهيم مربوط را درك كند و براى كسى كه اين مفاهيم مطرح نيست درك نظم و سيستم جهان به كلى نامفهوم خواهد بود .