ذاتى مطلق و ازلى و ابدى بوده باشند .
يعنى با اين دقت نظر دست ما از اثبات مادهء مطلق و حركت مطلق و بعد مطلق كوتاه خواهد گشت .
ما در ميان جهان هستى مانند فردى خواهيم بود كه در ميان اقيانوسى از پديده هاى متحرك و مرتبط در جريان است ، اين ماييم كه از اين پديده هاى در جريان براى خود واحدهاى ثابتى را انتزاع كرده ، آنها را ذاتى مىناميم .
بلى تنها روان انسانى است كه در عين جريان و هماهنگ بودن با پديده هاى متحرك داراى واحد ثابتى است كه مىتواند از همين پديده هاى گذران واحدهايى را انتزاع كند .
اين ثبات و استقلال در جويبار متحرك جهان هستى ، شبيه به عدم تحرك و استقلال وجود برتر در جهان هستى متحرك است .
يعنى با اين كه قيوميت خداوندى ثابت است ، با اين حال جهان هستى كه جايگاه شمول قيوميت خداوندى است در حال دگرگونى و تحرك مىباشد .
( ( 3483 ) ) روميان آن صوفيانند اى پسر
نى ز تكرار و كتاب و نى هنر
دانش منحصر به علوم اكتسابى نيست
عبد الرحمن جامى مىگويد :
گشتى به وقوف بر مواقف قانع
شد قصد مقاصدت ز مقصد مانع
هرگز نشود تا نكنى رفع حجب
انوار مطالع ز مطالع طالع
باز مىگويد :
در رفع حجب كوش نه در جمع كتب
كز جمع كتب نمىشود رفع حجب
در جمع كتب كجا بود نشاهء حب
طى كن همه را وعد الى الله و تب