تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
محسوس نتايج محدود و آن چه را كه در مقابل چشم است و يا به ليست معلومات حسى وارد شده است در دسترس ما مىگذارد ، حتى يك گام هم نمىتوانستيم در راه اكتشافات و بيرون آوردن مجهولات از معلومات برداريم . اين جهت دوم را با عبارت ديگر هم مىتوان بيان كرد و آن اين است كه در كشف مجهولات به اضافهء حواس و وسايل شناسايى مصنوعى كه با دست انسان ساخته مىشود ، درون او داراى يك عده كليات و دريافتها است كه او را وادار به كاوش مىكند ، مثلًا اين كه جهان داراى نظم و قانون است با كليتى كه ادعا مىشود نتيجهء آزمايش در تمام اجزاء و روابط جهان هستى نيست ، زيرا - ما تمام جهان هستى را نديده‌ايم ، بلكه اين همان دريافت كلى درونى است كه افراد انسانى را وادار بكشف مجهولات مىكند . با در نظر گرفتن مجموع فعاليتهاى بشرى و نتايجى كه از آنها به دست آمده است بايستى بگوييم : دانش دو بال دارد : بال برونى كه عبارت از تماس گرفتن حواس و ساير وسايل با جهان خارجى براى شناسايى آن است . بال ديگر عبارت است از وضع روانى افراد كه داراى اصول و دريافتهاى شخصى مىباشد . اين اصل در گذشته هم مورد بررسى قرار گرفته است . ولى عنوان بحث ما در اين ابيات به همين اندازه محدود نمىشود ، بلكه جلال الدين و گروهى از بزرگان علم و فلسفه و عرفان عقيده منداند كه ما وراى تعقل و آزمايشات حسى و تجربى نوعى از روشن بينىها وجود دارد كه اكتسابى نمىباشد و در روايتى گفته شده است . « ليس العلم بكثره التعليم و التعليم بل هو نور يقذفه الله فى قلب من يشاء من عباده » . ( فرا گرفتن دانش با كثرت ياد دادن و ياد گرفتن ( آموزش و آموختن ) نيست
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 621 | محمد تقي جعفري