« وَنَزَعَ يَدَه فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ . » 26 : 33 ( 1 ) « اُسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ 28 : 32 . . . » ( 2 ) « إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ . فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . » 54 : 54 - 55 ( 3 ) ( پرهيزكاران در باغهاى بهشتى و چشمه سارها قرار مىگيرند ، جايگاه آنان نشيمنگاه صدق و صفا در نزد پادشاه » خداى « توانا است . )
( ( 3477 ) ) هر چه اندر ابر بينى ضوء و تاب
آن ز اختر دان و ماه و آفتاب
هر چيز عارضى بايستى به يك حقيقت ذاتى برسد
در فلسفه و علوم كلاسيك اين مسئله به عنوان يك اصل مسلم تلقى شده است كه :
هر چه عارض باشد آن را گوهرى بايد نخست
عقل بر اين دعوى ما شاهد گوياستى
زيرا - اصل مزبور با نظر به مفهوم » اين از آن « با روشنايى تمام مىگويد : بايستى يك » آن « به طور استقلال وجود داشته باشد تا بتوانيم وجود پديدهء عارضى را » اين « تفسير كنيم .
براى اين كه در درك يك مفهوم عارضى ، نسبت و رابطهاى كه » بدون واقعيت دو شيء قابل تحقق نيست « وجود دارد .
چيزى كه با نظر به ذاتش سفيد نيست ، هنگامى كه ديديم رنگ سفيدى پيدا كرده است ، بايد بگوييم : اين سفيدى به مادهاى مستند است كه مىتواند در سطح اجسام
هامش
( 1 ) سوره الشعرا ، آيهء 33 . .
( 2 ) سوره القصص ، آيهء 32 . .
( 3 ) سوره القمر ، آيهء 54 و 55 . .