بلكه دانش نورى است كه خداوند از بندگانش هر كه را بخواهد در دلش فروزان مىسازد ) .
البته مقصود از » هر كه را بخواهد « خواستن بىعلت نيست ، بلكه چنان كه در آيات شريفه اين » خواستن « تفسير شده است ، چنين است كه انسان بايستى بخواهد و در خود استعداد پذيرش را ايجاد كند و خداوند مطابق مشيت الهىاش آن را بارور بسازد .
بنا به بيانات فوق اين گونه آموزش بدون اكتساب را دو نوع مىتوان تفسير كرد :
نوع اول - همان بود كه در مراتب گذشته ملاحظه كرديم .
نوع دوم - رنگ پذيرى معلومات انسانى است ، بدين معنى كه محدوديتها و نسبيتهايى كه پيرامون علوم را گرفته و انسان را در نيمه روشنها گرفتار ساخته است با توجه و گرايش به خدا بر طرف گشته و گويى جهان هستى جزيى از انسان شده است ، آن نيمه روشنها به روشنايى تمام مبدل مىگردد .
هر چه كه معلومات افزايش بيابد ، جهل گذشته نه تنها براى او شكنجه آور نمىشود ، بلكه مانند آن پله هاى اوليه تلقى مىشود كه مراتب عالىترى را در دنبال داشته است .
( ( 3489 ) ) عقل اين جا ساكت آيد يا مضل
ز انكه دل با اوست يا خود اوست دل
عقل جزيى نمىتواند در بارهء وسعت بىنهايت دل اظهار نظر كند
كلمهء » يا « ممكن است براى » يكى از دو « بوده باشد ، در اين صورت مقصود اين است كه در اين مسئله عقل سكوت خواهد كرد ، كه اين به صلاح عقل است